6 سبک متفاوت فرزند پروری
تا حالا شده بیشتر از صد مرتبه به فرزندت تذکر بدهی و او عین خیالش نباشد؟ تا حالا شده احساس کنی به عنوان یک پدر یا مادر اصلاً دیده نمیشوی؟ تا حالا شده خودت را در تربیت فرزندت، شکست خورده احساس کنی؟

به گزارش پایگاه خبری پیام آرات، تا حالا شده بیشتر از صد مرتبه به فرزندت تذکر بدهی و او عین خیالش نباشد؟ تا حالا شده احساس کنی به عنوان یک پدر یا مادر اصلاً دیده نمیشوی؟ تا حالا شده خودت را در تربیت فرزندت، شکست خورده احساس کنی؟
اقتدار گمشده
این روزها نه تنها برای شما مادر و پدر ایرانی، بلکه در تمام دنیا، آنچه گم شده است و کمتر یافت میشود، اقتدار والدین است. والدینی که به سبب محبت و دلگرمی بی حد و حصر به کودک یا دلایلی که در این مقاله ذکر میشود، جایگاه خود را از دست دادهاند. حالا بعد از گذر عمری کوتاه، از اعمال بی حساب و کتاب خود پشیمان اند؛ ولی دیگر پشیمانی سودی ندارد. پس بهتر است تا کار از کار نگذشته، نوع فرزند پروی خود را بیابید و در صورت لزوم آنرا ارتقاء دهید.
کارشناسان خانواده در تمام دنیا، سبکهای فرزند پروری را به گونههای مختلف طبقه بندی کردهاند. خوب است در این مجال کوتاه، بیابیم که سبک و روش رفتار ما در زندگی – به خصوص در مقابل فرزندان – در کدام دستهبندی روانشناسان قرار دارد؟
برآنیم تا در این مقاله مطابق با معیارها و ملاکهای فرهنگی، روانی، اجتماعی و دینی خانوادههای خود، 6 سبک زندگی را مورد بررسی قرار دهیم و حاصل تربیت این خانواده را اینگونه بشماریم :
افراد ناسازگار
اولین سبکی که مورد بررسی قرار میدهیم، خانوادههای سهلگیری هستند که اجازهی هر کاری را به فرزندشان میدهند و آنها را در محدودیت خیلی کمی قرار میدهند. حاصل تربیت این نوع خانوادهها، افراد ناسازگاری هستند که قابلیت اجتماعی خیلی کمی دارند، احترام به دیگران را نیاموختهاند، بسیار خودرأی و یک دنده هستند و بر رفتار خود کنترل ندارند.
این نوع تربیت، بابهنجارترین سبک فرزند پروری است. والدین در مقابل خواستههای فرزندانشان «نه» نمیگویند. این بدان علت نیست که خواستار آزادی و تجربه آموزی فرزندانشان هستند، بلکه به خاطر سستی اراده و ضعف در اقتدارشان میباشد. این خانوادهها از لجبازی، اصرار زیاد و غرغر کردن بچههایشان میترسند.
اینگونه است که «فرزند سالاری» حکمفرما میشود. این نوع خانواده، بچههای لوس و مغروری تحویل جامعه میدهند؛ که قدرت سازگاری با محیط را ندارند و در مدرسه و جامعه و ازدواج و شغل خود بی تردید دچار مشکل خواهند شد.
افراد سربهراه و بیابتکار
دومین نوعی را که مورد بررسی قرار میدهیم، نقطهی مقابل آنچه در بالا ذکر شد میباشد. این نوع فرزند پروری، سبک مستبدانهای است که شعار «این است و جز این نیست» را سرلوحهی خود قرار میدهند.
فرزندان این سبک، افرادی هستند که مدام خود را با دیگران مقایسه میکنند. در وجود این افراد، ابتکار و خلاقیت کور شده است.
والدین در این سبک، مدام در تلاش اند تا قدرت و تسلط خود را حفظ کنند و هیچگاه با فرزندان خود مشورت نمیکنند. این گونه خانوادهها، خانوادههای «خودکامه» ای هستند که بیشتر در خانوادههای «شهری» قدیم و «روستایی» امروزی دیده میشوند
در کل میتوان گفت : این روش، عبارت است از «محدود کردن، تنبیه کردن، دستور دادن، بها دادن به کار و تلاش نه خلاقیت و فکر، حداقل مبادلهی کلامی و کنترل»
جالب است بدانید تربیت شدگان این سبک، معمولاً مورد قبول جامعه هستند و اکثریت آنها از انحرافات اخلاقی به دورند. میتوان گفت تربیت در این نوع سبک، 40 تا 50 درصد تأثیرگذار است. علت چیست؟ واضح است : زندگی با همراهیِ مدام زور و ترس و تنبیه. دست قدرتمندی که اجازهی بالا آوردن سر را نمیدهد. سری که حق ندارد دو قدم آن طرف تر را ببیند و تجربه کند و خلاق شود و …
تازه به دوران رسیدهها
در این سبک، خانوادههای بی بند و باری قرار دارند که به زندگی خودشان اهمیت بیشتری میدهند. اینان در امور فرزندان دخالت نمیکنند.





