ورود غیر حرفه ای قوه قضاییه به خدمات تخصصی روانشناسی و مشاوره
مصوبه تازه قوه قضاییه برای جذب مشاوران خانواده، با حذف شرط تخصص، موجی از نگرانی در میان روانشناسان و کارشناسان سلامت روان ایجاد کرده است؛ تصمیمی که به گفته منتقدان، میتواند سلامت روان خانوادههای ایرانی را با تهدیدی جدی روبهرو کند.

به گزارش پایگاه خبری پیام آرات، قوه قضاییه با مصوبهای تازه، اجازه داده فارغالتحصیلان رشتههای غیرمرتبط در آزمون مشاوران خانواده شرکت کنند؛ تصمیمی که کارشناسان آن را تهدیدی جدی برای سلامت روان خانوادههای ایرانی میدانند. این یادداشت، با بررسی علمی و قانونی، نشان میدهد چرا این مسیر اشتباه است و باید هرچه سریعتر متوقف شود.

*دکتر محمد ترکمان در یادداشتی مفصل به تصمیم اخیر قوه قضاییه در جذب فارغ التحصیلان رشته های غیر مرتبط با مشاوره خانواده از طریق برگزاری آزمون اعتراض کرده است.
وی در تشریح انتقادش به این تصمیم که در کانال شخصی وی منتشر و منعکس شده، با زبان ساده اما مفصل به ضرورت جلوگیری از برگزاری این آزمون و توقف این تصمیم اشاره کرده است.
در خلاصه این یادداشت آمده: قوه قضاییه اخیراً قانونی جدید تصویب کرده وبر اساس این مصوبه، فارغالتحصیلان رشتههای مختلف میتوانند در آزمون مشاوران خانواده شرکت کنند.
در این میان، حضور رشتههایی چون علوم تربیتی، حقوق، فقه و مبانی اسلامی، سطح دو حوزوی، مطالعات زنان، مطالعات خانواده و خدمات اجتماعی حتی در مقطع کارشناسی، بهشدت محل بحث و نگرانی است.
این تصمیم بدان معناست که دربهایِ اتاق مشاوره تخصصی باز شده برای کسانی که اساساً کارشان مربوط به این حوزه نیست وتخصص ندارند، آموزش ندیدهاند، و حالا قرار است به روان خانوادههای ایرانی ورود کنند. این تصمیم خطرناک، شبیه آن است که کلید اتاق عمل را به دست هر رهگذری بدهیم.
دکتر ترکمان در این یادداشت تأکید کرده موضع من روشن است. این تصمیم از اساس نادرست است. یک اشتباه راهبردی که میتواند تبعات جدی داشته باشد. روان خانوادههای ایرانی بازیچه نیست. این یادداشت آمده تا چراغی روشن کند و نشان دهد چرا اجرای چنین مصوبهای باید همین امروز متوقف شود.
فصل اول: هر کسی را بهر کاری ساختند
بخش ۱: کارشناس علوم تربیتی برای چه ساخته شده؟
فارغالتحصیل علوم تربیتی اساساً برای مدرسه، کلاس درس و آموزش آماده میشود، نه برای اتاق مشاوره. تخصص او در آموزش، مدیریت مدرسه و برنامهریزی آموزشی است.
واحدهای درسی علوم تربیتی شامل موضوعاتی چون جامعهشناسی آموزش و پرورش، اقتصاد آموزش و پرورش و روشها و فنون تدریس است. ابزار کار او تدریس و مدیریت آموزشی است، نه باز کردن گرههای پیچیده روانی خانوادهها.
حتی درسهایی مانند مبانی راهنمایی و مشاوره صرفاً آشنایی کلی میدهند و به هیچ وجه با آموزشهای تخصصی رواندرمانی قابل مقایسه نیستند. در نتیجه، تخصص دانشآموخته علوم تربیتی «آموزش» است، نه «درمان».
بخش ۲: وضعیت دیگر رشتهها
فاجعه فقط به علوم تربیتی ختم نمیشود. رشتههای مجاز اعلامشده هر کدام در حوزه خود محترم و مفیدند، اما هیچ ارتباطی با مشاوره خانواده ندارند:
• مطالعات زنان و خانواده: نگاه جامعهشناختی و کلان دارند، نه درمان فردی.
• مددکاری اجتماعی: نقش مهمی در حمایت بیرونی و پیوند منابع ایفا میکنند، اما درمان روانی وظیفهشان نیست.
• حقوق و فقه: با باید و نبایدهای قانونی و شرعی سروکار دارند، نه با پیچیدگی روان انسان.
• تحصیلات حوزوی: مشاوره اخلاقی و معنوی ارزشمند است، اما جایگزین رواندرمانی علمی نمیشود.
بخش ۳: مشاور خانواده کیست و چه میکند؟
مشاور خانواده باید بتواند تشخیص روانی بدهد و سپس درمان علمی ارائه کند. رشتههای روانشناسی و مشاوره واحدهایی چون نظریههای رواندرمانی، آسیبشناسی روانی و فنون مصاحبه دارند.
مهمتر از همه، صدها ساعت کارورزی بالینی در محیط واقعی انجام میدهند تا علم خود را در عمل بهکار گیرند. این تجربه حیاتی در رشتههای غیرمرتبط، آن هم در مقطع کارشناسی، اساساً وجود ندارد.
فصل دوم: با سلامت مردم بازی نکنیم!
بخش ۱: وقتی تشخیص غلط زندگی را نابود میکند
یک مشاور غیرمتخصص مانند پزشکی است که تومور مغزی را با سردرد ساده اشتباه میگیرد. نتیجه، فاجعهبار است.
• مثال کودک: پرخاشگری ناشی از بیشفعالی را به «تربیت بد» ربط میدهند و با توصیههای انضباطی فشار مضاعف ایجاد میکنند.
• مثال زن و شوهر: سردی ناشی از اختلال شخصیت را «لجبازی» تعبیر میکنند و توصیههایی بیاثر ارائه میدهند که به افسردگی زن میانجامد.
• مثال خیانت: رفتارهای ناشی از اختلال شخصیت مرزی را صرفاً اخلاقی تفسیر میکنند و مشکل اصلی نادیده گرفته میشود.
بخش ۲: نسخههای خطرناک
وقتی تشخیص غلط باشد، درمان نیز غلط و حتی آسیبزا میشود.
خشونت خانگی: زن قربانی به صبر و سیاست توصیه میشود و در رابطه سمی باقی میماند.
فکر خودکشی: نوجوان افسرده با جملاتی کلیشهای مانند «قوی باش» رها میشود و ناامیدتر میگردد.
این مشاورههای سطحی نهتنها بیفایدهاند، بلکه به سلامت روان آسیب فعال وارد میکنند و اعتماد عمومی به کل حرفه مشاوره را از بین میبرند.
فصل سوم: قانون چه میگوید؟ صنف چه میگوید؟
بخش ۱: سازمان نظام روانشناسی و مشاوره
بر اساس قانون تشکیل سازمان نظام روانشناسی و مشاوره (۱۳۸۲)، تعیین صلاحیت تخصصی و صدور پروانه کار صرفاً بر عهده این سازمان است.
مصوبات سازمان نیز روشناند:
• علوم تربیتی و گرایشهای آن نامرتبطاند.
• حداقل مدرک، فوقلیسانس مرتبط است.
چطور ممکن است نهادی زیرمجموعه قوه قضاییه، قانون مصوب مجلس و نظر مرجع تخصصی قانونی را نادیده بگیرد؟ این کار، یک موازیکاری خطرناک و دهنکجی به قانون است.
بخش ۲: دنیا چه میکند؟
در کشورهای توسعهیافته، مشاوره خانواده از حساسترین حرفههاست و قوانین سختگیرانهای برای آن وضع شده:
• بریتانیا (BACP): درمانگران باید آموزش دقیق، کارورزی طولانی و بازآموزی مستمر داشته باشند؛ کوچکترین تخلف پروانه را باطل میکند.
• آمریکا (MFT): در ایالتهایی مانند کالیفرنیا، مشاور ازدواج و خانواده باید ۳۰۰۰ ساعت کارورزی بالینی بگذراند.
در حالی که جهان به سمت تخصصیتر شدن میرود، مصوبه قوه قضاییه یک عقبگرد آشکار و خطای حکمرانی است.
پیشنهاد قاطع و شفاف
برای جلوگیری از آسیب بیشتر به خانوادههای ایرانی و حفظ اعتبار حرفه مشاوره، سه اقدام فوری ضروری است:
1. لغو فوری مصوبه توسط مرکز مشاوران قوه قضاییه.
2. تمکین به قانون و سپردن تشخیص صلاحیت صرفاً به سازمان نظام روانشناسی و مشاوره.
3. همکاری به جای تقابل و پذیرش پروانه سازمان نظام بهعنوان شرط فعالیت مشاوران در مراکز قضایی.
سخن پایانی
این مصوبه، آموزش، حقوق، جامعهشناسی و مددکاری را با رواندرمانی خلط کرده و در نهایت سلامت روان مردم را به خطر میاندازد. این تصمیم، کف صلاحیت علمی را از «فوقلیسانس مرتبط» به «لیسانس غیرمرتبط» کاهش داده و قانون مصوب مجلس را نادیده گرفته است.
سلامت روان خانواده خط قرمز جامعه است. نمیتوان با آزمون و خطا با آن بازی کرد. این مسیر بنبست است و باید همین امروز متوقف شود.
*دکتر محمد ترکمان دکتری تخصصی روانشناسی-عضو سازمان نظام روانشناسی و مولف و مترجم





نکات مهم و درستی رو فرمودین ،ولی با ورور اسن افراد خانواده و کسانیکه به مشاور نیاز دارن ،در انتخاب نوع نگاه و مشاورشون آزادی بیشتری پیدا میکنند.هرکس خواست دنبال مشاوره با یک روانشناس بالینی،دکترای روانشناسی و … میرود و هرکس سلیقه اش کارشناس امور تربیتی و حقوق و … بود با ان مشاوره میکند.
گرچه من خودم همیشه دنبال بهترینها هستم.
ضمن اینکه نیاز جامعه به مشاور هم تامین میشود.