مدیریت کرش ناخواسته در روابط پایدار
حتماً شنیدهاید که میگویند ماه کامل، رفتار انسان را تغییر میدهد. در ادامه تاثیر ماه بر رفتار انسان از دیدگاه علمی را بررسی میکنیم.

به گزارش پایگاه خبری پیام آرات، عشق و تعهد به شریک زندگی تان ثابت و پایدار است، اما ناگهان آن همکار با چشم های قهوه ای و موهای فرفری، یا آن آشنای جذاب، ذهنتان را مشغول می کند. یک «کرَش» (دلباختگی سطحی)، یک شیفتگی ناخواسته. این احساسات، که می توان آن ها را «عشق توله سگی» (Puppy Love) یا همان دلباختگی های قوی اما سطحی و گذرا نامید، وقتی مجرد هستید کاملاً بی ضررند. اما زمانی که در یک رابطه تک همسری قرار دارید، اگرچه بروز این احساسات ذاتاً «غلط» نیست، اما نحوه ی مدیریت و برخورد با آن ها بسیار حیاتی است تا به رابطه و شریک زندگی تان آسیبی نرسد. بیایید نگاهی دقیق تر بیندازیم به این موضوع که چطور می توان یک دلباختگی ناخواسته را در کنار تعهد به رابطه ی فعلی مدیریت کرد.
چرا در روابط متعهدانه دلباخته می شویم؟ (حقایق روان شناختی)
حتی اگر عمیقاً عاشق شریک زندگی تان باشید، باز هم ممکن است دلباخته ی شخص دیگری شوید. این اتفاق کاملاً طبیعی و رایج است. اما چرا این احساسات بروز می کنند؟
- خلاهای عاطفی یا یکنواختی: به گفته متخصصان، دلباختگی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد: خستگی و یکنواختی در زندگی یا در رابطه، ایده آل سازی شخصیت فردی که به او علاقه مند شده اید (تصور جنبه های مثبت و نادیده گرفتن واقعیت ها)، و حتی صرفاً جاذبه های بیولوژیکی. روابط طولانی مدت می توانند پیچیده و گاهی خسته کننده به نظر برسند، اما یک دلباختگی، با سادگی و شور اولیه خود، بسیار جذاب و هیجان انگیز جلوه می کند.
- پاسخ های فیزیکی غیرارادی: به قول سوزانا وایس، سکسولوژیست و نویسنده، دلباختگی ها پاسخ های فیزیکی به جذابیت هستند. بدن شما نمی داند که در یک رابطه هستید؛ بدن همچنان به افراد جذاب واکنش نشان می دهد. این احساسات غیرارادی هستند و اغلب می توانند نتیجه ی نوعی «حوصله سررفتگی» در رابطه باشند.
- مثال کاربردی: فرض کنید در رابطه ای هستید که هیجان و شیطنت های اولیه کم رنگ شده است. دیدن یک شخص شوخ طبع و پرانرژی که مدام می خنداند، می تواند حس کمبود «بازیگوشی» در رابطه تان را بیدار کند و شما را به او علاقه مند سازد. این دلباختگی، در واقع می تواند فرصتی برای رویاپردازی و تجربه چیزهایی باشد که شاید روزانه از آن ها بی بهره اید.
نشانه هایی که می گویند عاشق شده اید؛ اما خبر ندارید!
واکنش های عاطفی رایج (گناه و شرم، اما چرا؟)
داشتن دلباختگی می تواند احساساتی مانند گناه و شرم را به دنبال داشته باشد. ممکن است از خودتان عصبانی شوید که نمی توانید این احساسات، به ویژه اگر شهوانی باشند، را کنترل کنید.
اما وایس تأکید می کند: «احساسات به خودی خود چیزی نیستند که بابتشان احساس گناه کنید. آنچه اهمیت دارد، نحوه ی عمل شما در قبال این احساسات است.»
اینکه دلباخته می شوید، یک واکنش بیولوژیکی است! اما نحوه ی مدیریت آن، همه چیز است. یکی از واکنش های رایج، فانتزی پردازی درباره ی فرد مورد علاقه است، اما این راهکار هوشمندانه ای نیست. وایس می گوید: “اگر با تعقیب فعالانه دلباختگی، مثلاً با مقایسه ی زندگی آن فرد در اینستاگرام، صحبت کردن درباره ی او با دوستانتان، یا پیدا کردن بهانه هایی برای گذراندن وقت با او، این احساس را تغذیه کنید، این کار می تواند به رابطه ی اصلی تان آسیب بزند.”
آیا این دلباختگی پیامی درباره ی رابطه ی شما دارد؟
علاقه مند شدن به فردی خارج از رابطه ی اصلی، به طور طبیعی شما را به تفکر درباره ی رابطه ی فعلی تان وا می دارد. گاهی اوقات، یک دلباختگی می تواند به شما کمک کند تا متوجه شوید چه چیزی در رابطه تان کم است. بله، دلباختگی ها رایج هستند، اما داشتن مکرر آن ها ممکن است نشانه ای باشد که رابطه ی فعلی تان به طور کامل شما را راضی نمی کند.
- کشف نیازهای پنهان: تراپیست افتون ترنر می گوید: “دلباختگی ها می توانند نیازهایی را که شاید در رابطه ی فعلی تان نادیده گرفته اید، برجسته کنند؛ چیزهایی مانند عشوه گری، ارتباط کلامی عمیق، تمجید و تعریف، یا گذراندن زمان باکیفیت.” تشخیص این نیازها می تواند به شما کمک کند تا بفهمید چه تغییراتی را برای بهبود رابطه تان می خواهید یا چه چیزهایی برایتان غیرقابل مذاکره هستند.
- مثال کاربردی: اگر به شخصی علاقه مند شده اید که بسیار قدرتمند و مستقل است، شاید این نشان دهنده ی آن باشد که شما می خواهید شریک زندگی تان جنبه ی مسلط تر یا قاطع تری را در رابطه از خود نشان دهد. یا اگر فرد مورد علاقه، بسیار سرزنده و شوخ طبع است، شاید دلتان برای هیجان و بازیگوشی در رابطه ی خود تنگ شده است.
چگونه دلباختگی را مدیریت کنیم؟ (مرزهای هوشمندانه)
اولین قدم برای مدیریت یک دلباختگی، تعیین مرزهای روشن است. این کار به شما کمک می کند تا اطمینان حاصل کنید که همه طرف ها به درستی رفتار می کنند. ترنر توصیه می کند: «با شریک زندگی تان، با فرد مورد علاقه و با خودتان مرزهایی تعیین کنید.» این مرزها باید شامل ارتباط شفاف با شریک زندگی تان، محدود کردن ارتباط با فرد مورد علاقه، و ارزیابی شخصی تعهدات و قول هایی که به شریک زندگی تان داده اید، باشد.
وایس اضافه می کند: «اگر متوجه شدید که تعاملات خود با فرد مورد علاقه را مخفی می کنید، این نشانه ی آن است که این دلباختگی در حال زیر پا گذاشتن مرزهای رابطه ی عاشقانه ی شماست و باید عقب نشینی کنید.»
برگرداندن انرژی به رابطه ی اصلی:
علاوه بر تعیین مرزها، زمانی را به بررسی نیازهای برآورده نشده ی رابطه تان اختصاص دهید. اگر دلباختگی شما در واقع زنگ خطری برای رابطه تان است، با شریک زندگی تان صحبت کنید. با هم فکری کنید که چگونه می توانید وضعیت را تغییر دهید تا هر دو احساس رضایت کنید.
مثال کاربردی: اگر حس می کنید می خواهید یک ویدئوی بامزه برای فرد مورد علاقه تان بفرستید، به جای آن، آن را برای شریک زندگی تان بفرستید! راه های جدیدی برای عشوه گری و معاشقه با شریک زندگی تان پیدا کنید. این انرژی را به رابطه ی اصلی تان بازگردانید.
آیا دلباختگی نشانه ی این است که تک همسری برای شما مناسب نیست؟

گاهی اوقات، یک دلباختگی به رابطه ی شما مربوط نیست، بلکه نشانه ای است که ممکن است تک همسری (Monogamy) برای شما مناسب نباشد. اگر چنین شکی دارید، ترنر توصیه می کند: «ارزیابی کنید که چه نوع روابطی شما را راضی می کند و چرا.»
او ادامه می دهد: “اگر به روابط غیرتک همسری (Non-Monogamy) فکر می کنید، زمان بگذارید تا ارزیابی کنید که آیا این فقط درباره ی دلباختگی فعلی است یا اینکه یک رابطه ی غیرتک همسری واقعاً بهترین گزینه برای شماست.” با این حال، وایس هشدار می دهد که روابط غیرتک همسری می توانند استرس زیادی برای شریک زندگی تان ایجاد کنند. بنابراین، قبل از مطرح کردن این موضوع با شریک زندگی تان، مطمئن شوید که آیا واقعاً اخلاقاً روابط غیرتک همسری را می خواهید.
آیا باید به شریک زندگی تان بگویید؟ (تصمیمی حساس)
اینکه آیا دلباختگی تان را به شریک زندگی تان بگویید یا نه، کاملاً به شما بستگی دارد. اما اگر در حال بررسی این موضوع هستید، کارشناسان می گویند این به ماهیت و کیفیت رابطه ی شما بستگی دارد. وایس پیشنهاد می کند: «وقتی شما و شریک زندگی تان تازه وارد رابطه می شوید، توصیه می کنم درباره ی تعریف شما از تک همسری، از جمله نحوه ی برخورد با جذابیت نسبت به افراد دیگر، گفتگو کنید.»
وایس می افزاید: «اگر شریک زندگی تان مشخص نکرده که می خواهد از دلباختگی های شما باخبر باشد، من توصیه می کنم آن را پیش خودتان نگه دارید. مگر اینکه این فرد بیش از یک دلباختگی گذرا باشد – که در آن صورت بحث بزرگتری است – در غیر این صورت، این موضوع به رابطه ی شما مربوط نیست و می تواند باعث اضطراب شریک زندگی تان شود یا او را با فرد دیگر مقایسه کند.»
رابطه مستحکم: ترنر می گوید: «روابطی که بر پایه ی اعتماد و احترام متقابل بنا شده اند، باید فضایی برای صداقت و صراحت هر دو طرف درباره ی دلباختگی هایشان داشته باشند.»
احساسات آسیب زا: با این حال، حتی در سالم ترین روابط، یک دلباختگی می تواند احساسات شریک زندگی تان را جریحه دار کند. «اما این موضوع را می توان با تعیین مرزهای مناسب و احتمالاً حمایت حرفه ای (مشاوره) حل کرد.» ترنر توصیه می کند: “اگر در یک رابطه سمی یا بی ثبات هستید، به اشتراک گذاشتن این موضوع ممکن است امن نباشد و بهتر است آن را پیش خودتان نگه دارید.”
شعله ور کردن دوباره ی جرقه در رابطه ی فعلی تان
تعیین مرزها و هدایت دوباره ی انرژی به رابطه ی اصلی تان، به شما در مدیریت دلباختگی کمک خواهد کرد. حتی می توانید از احساسات ناشی از دلباختگی برای هیجان انگیزتر کردن رابطه ی اصلی تان استفاده کنید. ترنر می گوید: «دلباختگی ها به ما کمک می کنند تا اعتماد به نفس خود را بالا ببریم، که این اعتماد به نفس می تواند وارد رابطه ی اصلی مان شود.»
نکته کاربردی (از وایس): «اگر هنگام فکر کردن به فرد مورد علاقه تان تحریک می شوید، این تحریک را به سمت شریک زندگی تان هدایت کنید.» به او بگویید چقدر تحریک شده اید – نیازی نیست بداند چه چیزی در ابتدا شما را تحریک کرده است. این انرژی می تواند سوختی باشد برای شناخت بخش های جدیدی از تمایلات جنسی خودتان.
قانون جذب در روابط عاطفی چگونه عمل می کند؟ تضمین عاشقی!
چه زمانی به تراپیست مراجعه کنیم؟
گاهی اوقات می توانید دلباختگی را به تنهایی مدیریت کنید، اما گاهی به حمایت بیشتری نیاز دارید. در چنین مواردی، ممکن است از درمان، چه به صورت فردی و چه به صورت زوج درمانی بهره مند شوید. ترنر می گوید: «زمانی که دلباختگی کاملاً ذهن شما را درگیر می کند، باید به دنبال درمان باشید – چه به صورت فردی و چه به صورت زوج درمانی.»
نشانه های نیاز به تراپی: ترنر می گوید: «اگر خودتان را در حال فکر کردن، برنامه ریزی یا گذراندن زمان بیشتری با فرد مورد علاقه تان می بینید تا با شریک متعهدتان، این نشانه ای است که ممکن است برای مدیریت آن احساسات و ارزیابی سلامت رابطه ی فعلی تان، به حمایت نیاز داشته باشید.»
تراپی فردی در برابر زوج درمانی: وایس پیشنهاد می کند: «اگر افکار مربوط به دلباختگی شما را آزار می دهد یا با احساس گناه دست و پنجه نرم می کنید، با یک درمانگر فردی صحبت کنید.» از سوی دیگر، «اگر شریک زندگی تان از دلباختگی شما آگاه است و این موضوع مانع رابطه ی شما می شود، این موضوعی است که باید در زوج درمانی مورد بحث قرار گیرد.» دلیل دیگر برای زوج درمانی، زمانی است که «شما در حال بحث در مورد باز کردن رابطه تان هستید، زیرا این موضوع می تواند بسیار پیچیده شود و شما به بیشترین حمایت ممکن نیاز دارید.»





