تکنیک های افزایش انگیزه در زمان بی میلی به کار
در این مطلب راز کسب روحیه در روزهایی که حسِ کار نیست را با شما مطرح میکنیم تا بهرهوری خود را حتی در کمانگیزهترین حالت، حفظ نمایید.

آغاز با گام های خُرد (Micro-Tasking)
نکته ی کلیدی که روانشناسان بهره وری بر آن توافق دارند، تجزیه ی کار به اهداف کوچک و به شدت قابل دست یابی است. هدف اولیه ی شما باید آن قدر ناچیز باشد که ذهن نتواند برای فرار از آن، مقاومت جدی ایجاد کند. این فرایند شروع، مهم ترین گام است؛ زیرا وقتی کار را آغاز می کنید، اینرسی ذهنی اغلب باعث می شود که تمایل به ادامه ی فعالیت، حتی برای مدت طولانی تر، شکل بگیرد.
برای مثال: به جای اینکه کل پروژه ی گزارش را به عنوان هدف در نظر بگیرید، هدف اولیه ی خود را صرفاً نوشتن عنوان ها و زیربخش های گزارش، یا پاسخ دادن به تنها سه ایمیل تعیین کنید. هدف را آن قدر کوچک کنید که نتوانید از آن بگذرید.
کار سبک؛ پذیرش فعالیت های کم انرژی

در روزهایی که انرژی شناختی شما پایین است، وظایف سنگین و تحلیل گرایانه را به دیگران بسپارید یا به زمان دیگری موکول کنید. به جای فکر کردن به کمال گرایی، سراغ فعالیت های ساده، تکراری و کم تأثیر بر تمرکز عمیق بروید.
برای مثال: در روزهایی که انرژی ذهنی کمی دارید، فعالیت هایی مانند مرتب سازی پوشه ی ایمیل ها، بررسی آمارهای ساده، مطالعه ی مقالات مرتبط یا برنامه ریزی وظایف هفته ی بعد را انتخاب کنید. هر فعالیتی که موجب تحرک ذهنی ملایم شود و شما را از سستی دور کند، ارزشمند است.
کشف هدف غایی تلاش ها
به یاد آوردن اینکه چرا می خواهید پرتلاش و فعال باقی بمانید، می تواند قوی ترین محرکی باشد که شما را به حرکت وا دارد. انگیزه ها متنوع هستند؛ از تمایل به پیشرفت شغلی و استقلال مالی گرفته تا تأثیرگذاری مثبت بر زندگی مشتریان یا تیم کاری.
برای مثال: اگر ارتباط اجتماعی و کار تیمی محرک قوی برای شما محسوب می شود، جلسات کوتاه برنامه ریزی با همکاران یا ارتباط با مشتریان را در اولویت قرار دهید. اگر هدف شما انعطاف پذیری زمانی است، تصویر روشنی از روزهای آینده و آزادی به دست آمده را در ذهن خود تداعی کنید.
وقتی کار کردن غیرممکن به نظر می رسد، اغلب به این دلیل است که بدن و ذهن در وضعیت فرسودگی قرار دارند. لازم است که به سیگنال های بدن خود گوش دهید تا متوجه شوید چه زمانی خود را به چالش بکشید و چه زمانی کار را سبک بگیرید. فرایند بازیابی پس از دوره های پرکار، حیاتی است.
برای مثال: اگر احساس ضعف، خستگی مفرط یا ناخوشایندی دارید، قبل از هر چیز مطمئن شوید که خواب باکیفیت، تغذیه ی مناسب و آبرسانی کافی داشته اید. کمبود خواب یا استراحت ناکافی می تواند عملکرد شما را به مراتب بدتر از یک روز کم انگیزه کند و نیاز به مراجعه به متخصص را جدی بگیرید.
اعتبارسنجی دستاوردها و تقویت روال
هر بار که بر بی انگیزگی خود غلبه کرده و کار را آغاز می کنید، فراموش نکنید که به خودتان اعتبار دهید. موفقیت های کوچک، به سرعت می توانند به حس دستاورد و ایجاد انگیزه منجر شوند. پیگیری بصری پیشرفت ها، یک ابزار قدرتمند انگیزشی است.
برای مثال: استفاده از یک بُرد کانبان (Kanban Board) یا فهرست وظایف تکمیل شده که به طور بصری نشان می دهد چند بار به اهداف کوچک خود رسیده اید، می تواند این حس دستاورد را تقویت کند. هرچه این فرایند غلبه بر بی حوصلگی تکرار شود، تلاش ذهنی کمتری برای شروع هر باره لازم خواهد بود.
برخی از روزها، انجام کار عمیق و پرچالش به سادگی ممکن نیست. این موضوع برای همه ی افراد صادق است. مهم این است که به جای سرزنش، با خودتان مهربان باشید و به جای کار کردن اجباری، روی فعالیت های احیاکننده تمرکز کنید.
برای مثال: به جای لغو کامل برنامه ی کاری خود، بر فعالیت هایی که نیاز به انرژی شناختی بالا ندارند متمرکز شوید؛ مانند مطالعه ی تخصصی آرام، مدیتیشن، برنامه ریزی دقیق برای هفته ی بعد یا تمرینات تنفسی. حفظ دلسوزی نسبت به خود، به شما کمک می کند تا در عین مسئولیت پذیری، از فرسودگی کامل جلوگیری کنید.
سخن پایانی
غلبگی بر بی حالی ذهنی، یک نبرد درونی است و برای موفقیت در این نبرد، باید از رویکردهای سخت گیرانه دوری کرد. با استفاده از استراتژی هدف گذاری کوچک، ملایمت در شروع و توجه به نیازهای بدن، می توانید فرایند پرتلاش ماندن خود را حتی در روزهایی که انگیزه خاموش است، تضمین کنید. آیا شما آماده ی برداشتن اولین گام کوچک شغلی خود هستید؟





