پیشنهاد سردبیرتیتر یکخانواده، زناشویی و جنسی

پنج دلیل اصلی که باعث می‌شود حس تنفر نسبت به خانواده داشته باشیم

چرا از خانواده‌مان بدمان می‌آید؟ شاید این سوال برای خیلی‌ها پیش آمده باشد. پاسخی که در این مطلب می‌خوانید، شاید با تصورتان فرق داشته باشد.

به گزارش پایگاه خبری پیام آرات، در بسیاری از خانواده ها، اعضای خانواده رابطه خوبی با هم دارند. از بودن در کنار هم راضی هستند و یکدیگر را دوست می دارند. اما ممکن است در خانواده ما چنین ارتباطی وجود نداشته باشد. شاید ما از خانواده خود متنفر باشیم و احساس خوبی به آنها نداشته باشیم. عوامل گوناگونی وجود دارد که باعث تنفر از خانواده می شود. رفتارهای سمی، بی توجهی یا تعارض و… عواملی هستند که می توانند منجر به داشتن حس تنفر از خانواده شوند. یافتن راه هایی برای درک بهتر این احساسات به ما کمک می کند تا بهتر با شرایط کنار بیاییم و مشکلاتمان را حل کنیم.

دلایل اصلی بد آمدن از خانواده

عوامل گوناگونی برای داشتن حس تنفر نسبت به خانواده وجود دارد. آدم ها با هم تفاوت دارند و هر کدام ممکن است به دلیلی از خانواده خود بدشان بیاید. در ادامه به مهم ترین این دلایل می پردازیم.

۱. رنجش (Resentment)؛ زخمی که کهنه می شود

یکی از مخرب ترین مسائلی که باعث ایجاد حس نفرت و برهم خوردن روابط می شود، رنجش است. رنجش یک حس هیجانی منفی نسبت به کسی یا چیزی در گذشته است. آنچه این حس را به یک احساس منفی ناسالم تبدیل می کند، دوام طولانی مدت آن است.

رنجش برخلاف احساسات دیگر مانند خشم، محدود به دوره ای نیست و پس از مدتی از بین نمی رود. این حس، طولانی مدت است و از شخص جدا نمی شود مگر آنکه به نوعی درمان شود. در غیر این صورت، همواره دوام خواهد داشت و سایر جنبه های زندگی را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

ریشه های رنجش عبارتند از:

  •  احساس بی عدالتی
  •  تحقیر و توهین
  •  سرزنش های مداوم
  •  بی توجهی
  •  طرد شدن
نمودهای رنجش در فرد: کینه، خشم، نفرت، ناامیدی، افسردگی . رنجیدن از خانواده در بسیاری از موارد خود را به شکل نفرت از خانواده نشان می دهد و در این حالت ما می خواهیم از خانواده مان دوری کنیم.

۲. خانواده سمی؛ وقتی عشق به زهر تبدیل می شود

یکی از عواملی که سبب می شود ما از خانواده خود تنفر داشته باشیم، رفتارهای سمی در خانواده است. شناخت نشانه های روابط سمی می تواند به درک بهتر دلایل دوست نداشتن خانواده کمک کند.

چرا از خانواده ام متنفرم؟ ۵ دلیل رایج + راهکارهای عملی

نشانه های خانواده سمی:

  •  بی احترامی: فرد احساس می کند که اعضای خانواده به او و نیازهایش احترام نمی گذارند.
  •  استثمار شدن: اعضای سمی خانواده اغلب توقعات زیادی دارند، زیاد امر و نهی می کنند و شخص احساس می کند که استثمار شده است.
  •  روابط بدون پشتوانه: فرد حس می کند که بدون پشتیبان است و خانواده از او حمایتی نمی کند.
  •  درک نشدن: در یک خانواده سمی، شخص احساس می کند که کسی او را به درستی درک نمی کند.
  •  نگاه منفی: در این خانواده، بدترین ویژگی های فرد را به دیگران نشان می دهند و احساس منفی در او ایجاد می کنند.
  •  سرزنش: در یک خانواده سمی ممکن است فرد را زیاد سرزنش کنند و در هر شرایطی مقصر شناخته شود.
  •  کنترلگری زیاد: وقتی فرزند در خانواده احساس کند در تمام لحظات کنترل می شود و احساس محدودیت کند، از خانواده خویش متنفر می شود.

چرا از خانواده ام متنفرم؟ ۵ دلیل رایج + راهکارهای عملی

۳. طرد شدن: زخم عمیق کودکی

طرد شدن از سوی خانواده می تواند یکی از دلایل نفرت از خانواده باشد. هر نوع احساس طرد شدن در کودکی ممکن است باعث ایجاد حس ناامنی در فرزند شود، طوری که او ناخودآگاه احساس کند والدینش دوستش ندارند.

کودک از زمان تولد با مراقبت والدین بزرگ می شود و رفتار والدین همیشه مؤثرترین عامل در شکل گیری احساسات فرزند است. فرقی ندارد فرزند بزرگسال باشد یا کودک، طرد شدن از سوی خانواده یکی از دردناک ترین شرایطی است که فرد ممکن است با آن روبرو شود.

۴. دلبستگی ناایمن: ریشه در سال های اول زندگی

یکی از دلایلی که سبب نفرت از خانواده می شود، دلبستگی ناایمن است. دلبستگی ناایمن یک نوع رابطه آلوده به ترس است. این احساس معمولاً در اولین سال های زندگی کودک شکل می گیرد و والدینی که در ابتدا پیوندی امن ایجاد نکنند، فرزندانی با دلبستگی ناایمن خواهند داشت.

اغلب اوقات، والدینی که در خانواده ای ناسالم بزرگ شده اند، ناخودآگاه این چرخه را با فرزندان خود ادامه می دهند.

سه شکل دلبستگی ناایمن:

  •  دلبستگی اضطرابی
  •  دلبستگی اجتنابی
  •  دلبستگی منحرف شده یا آشفته

تجربه دلبستگی ناایمن در کودکی موجب نفرت از خانواده در بزرگسالی خواهد بود.

چرا از خانواده ام متنفرم؟ ۵ دلیل رایج + راهکارهای عملی

۵. ارزش های متفاوت : وقتی باورها در تضاد است

باورهای متفاوت اغلب باعث ایجاد تنش در خانواده ها می شود. وقتی افراد ارزش ها و اهداف متفاوتی نسبت به خانواده خود داشته باشند، با هم مخالفت می کنند. این اختلافات بر سر اعتقادات مذهبی، سیاسی، فکری و یا مسائل شخصی و خصوصی، سبب ایجاد حس کینه و نفرت از خانواده می شود.

درمان نفرت از خانواده؛ چه کار می توانیم بکنیم؟

حال که با دلایل آشنا شدیم، این سوال مطرح می شود: برای درمان این احساس چه باید کرد؟

۱. ریشه های نفرت خود را بشناسیم

از خود بپرسیم: دلیلم برای احساس نفرت نسبت به خانواده چیست؟ این احساس چه زمانی شروع شد؟ چه اتفاقی افتاد که این احساس را در من ایجاد کرد؟ ما باید مشکلات و احساس خود را ریشه یابی کنیم. باید به خودمان اجازه دهیم که دردمان را حلاجی کنیم، احساسات مان را بشناسیم و راه های سالمی برای پردازش تجربه خود بیابیم.

۲. محرک های خود را بشناسیم

محرک هایی را شناسایی کنیم که حس نفرت را در ما تقویت می کنند. شناسایی محرک ها به ما کمک می کند که در شرایط مواجهه با آن بتوانیم تصمیمات صحیح تری بگیریم و ارتباط بهتری برقرار کنیم. برای این شناسایی باید به خودمان فرصت دهیم و برای مواجه شدن با محرک ها خود را آماده کنیم. اگر همچنان احساس نفرت یا خشم نسبت به خانواده مان داریم، زمان بیشتری برای حل این مشکل به خود بدهیم.

۳. احساسات خود را بپذیریم (بدون قضاوت)

روی پذیرش احساسات خود کار کنیم، بدون اینکه به دلیل داشتن این احساس درباره خودمان قضاوت کنیم. ما نباید خود را به خاطر احساسی که به خانواده مان داریم سرزنش کنیم، زیرا ما آنها را انتخاب نکرده ایم. در عوض، روی پذیرش احساساتمان کار کنیم و مشخص کنیم که چه کاری می توانیم انجام دهیم تا این احساسات را مدیریت کنیم و روابطمان را بهبود ببخشیم.

پذیرش احساسات به این معناست که به خود اجازه دهیم حالات درونی مان را بدون تلاش برای خفه کردن یا پنهان کردن آنها احساس کنیم، حتی زمانی که دشوار یا دردناک هستند. با پذیرش احساسات، می توانیم راه های مناسب تری برای کنار آمدن با آن ها پیدا کنیم و نفرت، کینه، اضطراب، ترس و اندوهمان را کاهش دهیم.

۴. از مشاور کمک بگیریم

اگر درباره ریشه های نفرت از خانواده یا راهکارهای درمان این کینه دچار مشکل هستیم، می توانیم از یک درمانگر یا مشاور کمک بگیریم. گفتگو با یک مشاور در این شرایط می تواند کمک زیادی به ما بکند.

جلسات مشاوره (حتی مشاوره آنلاین) می تواند به ما مهارت هایی را بیاموزد که با خانواده مان ارتباط مؤثرتری داشته باشیم و مشکلاتمان را بهتر حل کنیم. اگر در موقعیتی هستیم که دیگر نمی توانیم با خانواده مان ارتباط برقرار کنیم، مشاور می تواند به ما کمک کند تا با آن کنار بیاییم.

کلام آخر

نفرت از خانواده مسئله ای است که شاید بسیاری از افراد با آن روبرو باشند؛ حسی که از یک رنجش آغاز می شود و کم کم به نفرت از خانواده تبدیل می گردد. احساسات منفی مانند کینه و نفرت برای سلامت عاطفی ما مضر است و می تواند بر کیفیت زندگی مان تأثیر بگذارد. گرچه ما خودمان خانواده مان را انتخاب نکرده ایم، اما باید خودمان نحوه برخورد با آنها را انتخاب کنیم.

اگر شما هم با این احساس دست و پنجه نرم می کنید، بدانید تنها نیستید. با شناخت ریشه ها، پذیرش احساسات و در صورت نیاز کمک گرفتن از یک متخصص، می توانید این چرخه را بشکنید و رابطه سالم تری (حتی اگر به معنای فاصله گرفتن باشد) برای خود بسازی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا