علت اصلی اضطراب اجتماعی در نوجوانان چیست؟
اضطراب اجتماعی در سالهای نوجوانی تنها یک خجالت ساده نیست، بلکه چالشی فراگیر است که ریشه در ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیط خانواده و فشار فضای مجازی دارد. متخصصان معتقدند با شناخت زودهنگام این ریشهها و بهرهگیری از رویکردهای شناختی-رفتاری، میتوان این مانع بزرگ را از مسیر رشد اجتماعی نوجوانان برداشت و اعتمادبهنفس آنها را بازیابی کرد.

به گزارش پایگاه خبری پیام آرات، برای افرادی که در جامعه بی دست و پا هستند، خطر دیده شدن به شیوه های منفی مانند بی کفایت، زشت، خسته کننده، احمق، مضطرب، افسرده، پوچ، مغرور، چاق، رقت انگیز و غیره بسیار وجود دارد. وقتی به مراجعه کنندگان جلسات درمانی که در چنین شرایطی هستند فکر می کنم، ارتباط کمی بین تجربه من از هر فرد به عنوان یک فرد اجتماعی و طرز تفکر او نسبت به خود می یابم. هر یک از آن ها دارای ویژگی هایی هستند که من از آن ها لذت می برم، آن ها را تحسین می کنم و اغلب از نظر اجتماعی دارای مشاغل قابل احترامی هستند. با این وجود، برای یک فرد با اضطراب اجتماعی که خود می داند چیزی برای ارائه به جامعه در اختیار ندارد، حقایق در مورد وضعیت شغلی یا شخصیتی بی ربط خواهند بود.
من در مورد افراد تحت درمان به این نتیجه رسیده ام که آن ها به این باور رسیده اند که هنگام بزرگ شدن، قواعد گفتمان اجتماعی را یاد نگرفته اند. در نتیجه، به شدت در مورد واکنش دیگران در اجتماع دچار اضطراب می شوند. به عنوان مثال، رابرت به عنوان وکیل دادگستری در مورد تماس های تلفنی و صحبت کردن پشت تلفن دچار نگرانی می شود. پائولا، مدیر بخش فناوری اطلاعات در مورد قرار گرفتن در یک موقعیت اجتماعی و نحوه برخورد با دیگران دچار هراس می شود. تانیا فارغ التحصیل کالج است و سال گذشته بیکار بوده است. او مدام از خود این سوال را می پرسد که «قواعد چه هستند، چه مدت باید با یک فرد در یک مهمانی صحبت کرد و چگونه خود را از یک مکالمه بیرون آورد؟» همه در مورد سکوت و تماس چشمی احساس نگرانی می کنند.
در حالی که بسیاری از ما نگرانی های اجتماعی مشابه ای را تجربه می کنیم، اما یک فرد با اضطراب اجتماعی بر این باور است که اضطراب و ناتوانی اش در مواجه با این شرایط کاملا آشکار است. در نتیجه، همیشه طرد می شود و مورد نفرت دیگران قرار می گیرد. حتی وقتی شواهد کافی برای اثبات این باور او وجود نداشته باشد، چنین افرادی احساسات بدی را در مورد نحوه رفتار خود تجربه می کنند و در نتیجه به نفرت از خود ادامه می دهند.
انتظارات والدین از دلایل اضطراب اجتماعی
منشا اصلی احساس اضطراب اجتماعی و نفرت از خود حاصل از آن به انتظارات والدین مرتبط می شود. هم تانیا و هم رابرت والدینی با انتظارات و توقعات زیاد داشتند. رابرت توضیح می دهد که چگونه والدینش او را تشویق به سخت کوشی در تمام فعالیت های فوق برنامه ای که حضور داشت می کردند. او می گوید «آن ها فکر می کردند که من یک هنرمند هستم و مدام من را در نواختن ویولن تحت فشار قرار می دادند. مادرم همیشه به من می گفت که نویسنده فوق العاده ای هستم و باید انتشار یک کتاب را در برنامه خود قرار دهم. با این وجود، همواره در مورد آنچه می نوشتم انتقاد می کرد.»
تانیا توضیح می دهد که چگونه والدینش برای موفقیت در دبیرستان او را تشویق می کردند تا بتواند وارد مدرسه تیزهوشان شود. «آن ها من را با پسر بهترین دوست خود مقایسه می کردند و تمام دستاوردها و موفقیت های او را به من یادآوری می کردند. در ظاهر به نظر می رسید که آن ها به توانایی های من برای دستیابی به مدارج بالا باور دارند. با این وجود، صرف نظر از تلاش هایی که می کردم هرگز به اندازه کافی خوب نبودم. والدینم وقتی متوجه شدند که برای دانشگاه هاروارد درخواست نداده ام، ناراحت شدند و نمی توانستم این موضوع که ناامیدشان کرده بودم را بپذیرم.»
پائولا نیز تحت تاثیر توقعات زیاد والدینش بود. آن ها از او خواستند تا انسان خوبی باشد. بدترین کاری که می توانست انجام دهد این بود که فردی در مورد او نظر مثبتی نداشته باشد. این موضوع باعث خجالت و شرمندگی والدینش بود و منجر به آزار فیزیکی یا کلامی از جانب آن ها می شد. تحت بهترین شرایط، پائولا امیدوار بود که والدینش از خشم و انتقاد اجتناب کنند. او به یاد می آورد که «مادرم فریاد می زد و من را سرزنش می کرد زیرا با همسایه به خوبی احوالپرسی نکرده بودم. به خاطر می آوردم که وقتی 9 ساله بودم، او من را از میز جشن شکرگزاری در خانه خاله ام بلند کرد زیرا از لغت «لطفا» برای کشیدن بوقلمون استفاده نکرده بودم. من به عنوان کودک بسیار هراسان بودم و نمی دانستم چه زمانی قرار است مورد انتقاد واقع شوم. هرگز نمی دانستم چه کاری درست است و هنوز هم نمی دانم.»
اهمیت مخاطب
رابرت و تانیا باید به موقعیت های مهمی دست می یافتند تا والدینشان احساس رضایت خود را ابراز کنند. با تحمیل موفقیت بر فرزندان، پیامی که منتقل کردند چه به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه این بود که باید بیشتر تلاش کنند، بهتر باشند و بدرخشند، در غیراینصورت به خود آسیب زده و والدین را ناامید می کردند. برای هر سه نفر که به عنوان مثال مورد بررسی قرار گرفتند، قدرت نهایی در مورد نحوه عملکرد در دوران کودکی مخاطب اجتماعی بود. از همه مهم تر، قدرت خارق العاده مخاطب موجب قضاوت نهایی والدین می شد.
بدون تایید مخاطب، والدین احساس شرمندگی و خجالت زدگی می کردند و فرزند خود را مسئول این احساس ناخوشایند خود می دانستند. والدین، فرزند خود را مسئول احساس کمبود و نارضایتی خود می دانستندد و همین احساس به فرزند منتقل می شد. در نتیجه، فرزند نه تنها شرمنده و خجالت زده می شد، بلکه احساس بد آسیب اجتماعی، ناامیدی و نارضایتی والدین را نیز تجربه می کرد. بنابراین، جای تعجب نیست که برای یک کودک تحقیر شده، جهان اجتماعی مانند یک منشان دائمی از بررسی دقیق با هدف شناسایی و تشخیص طرف گناهکار در نظر گرفته شود.
توسعه احساس کفایت اجتماعی
این سه نفر نسبت به این باور که افرادی با اضطراب اجتماعی هستند، به وابستگی عاطفی قوی دست یافته اند. اگرچه آن ها جلسات درمانی را با ین هدف آغاز کردند که تجربه های خود را بهبود بخشند، اما حس ناامیدی اغلب بر این امید آن ها غلبه می کند. سفر برای اجتماعی شدن با آگاهی افراد از روش هایی آغاز می شود که طی آن اضطراب اجتماعی فرد شکل گرفته و به واسطه تجربه های پیوسته در زندگی تایید شده است. اگرچه این موضوع درک منطقی از نحوه توسعه احساس اضطراب اجتماعی در فرد به وجود می آورد، اما احساسات قوی در شرایط اجتماعی را تغییر نمی دهد.
من اغلب در مورد اضطراب شدید در موقعیت های اجتماعی و وحشت زدگی فرد می شنوم. با پریشانی شدید، آن ها چهره دیگران را اسکن می کنند تا واکنش های منفی مورد انتظار خود را در حالات چهره آن ها بیابند. این سوال به ذهن می آید که چه می شود اگر به آن ها برای سازماندهی یک موقعیت اجتماعی کمک کنم و پاسخ معمولا منفی است: «کارساز نیست؛ من بیش از حد اضطراب دارم و فایده ای ندارد.» باور من این است چنین پاسخی نه تنها بیانگر ناامیدی بلکه احساس نفرت از خود در فرد است. اگر بتوانم به فرد کمک کنم تا به این موضوع فکر کند و نفرت از خود را به زبان آورد، می تواند موانع را پشت سر بگذارد و رفتار خود را پیش از قرار گرفتن در یک موقعیت اجتماعی تمرین کند.
حتی وقتی یک فرد شجاعانه به یک مهمانی می رود و یک استراتژی از قبل تمرین شده را به کار می گیرد، غیرعادی است که فرد احساس موفقیت کند. همانطور که رابرت به من گفت: «وحشتناک بود. یک زن را دیدم که تنها ایستاده بود. به سمت او رفتم و خود را معرفی کردم. نحوه شرکت در مهمانی را از او پرسیدم (طبق برنامه ریزی). نمی توانستم به خوبی تماس چشمی برقرار کنم، اما تمام تلاش خود را به کار گرفتم. او به سوالات من پاسخ داد، اما سپس دختر دیگری آمد و شروع به صحبت با او کرد و من وحشت زده شدم. نتوانستم چیزی بگویم و آنجا را ترک کردم.»
این مثال نشان می دهد که چگونه حتی با داشتن استراتژی، موفقیت دشوار است. تغییر احساسات منفی در مورد خود دشوارتر است. با سعی و تلاش قابل توجه، تجربه های تکراری از موفقیت های کوچک منجر به تغییرات کوچک اما مداوم در رفتار و ادراک فرد از خود خواهد شد.
در ادامه، فهرستی از مراحلی در فرآیند درمان را ارائه می کنم که می تواند به شما در تغییر رفتارهای خودتخریب کننده و احساس نفرت از خود و اضطراب اجتماعی کمک کند. انجام این مراحل با یا بدون کمک یک درمانگر مستلزم تعهد به تحمل ناامیدی و احساسات ناخواسته رنج آور است. برای موفقیت باید تمایل به شکست و تلاش مجدد در فرد وجود داشته باشد.
مراحل تغییر احساسات اضطراب اجتماعی
- ازطریق تامل به این آگاهی دست یابید که چگونه اضطراب اجتماعی شکل گرفته و به واسطه تجربه های مختلف در زندگی شما تثبیت شده است.
- با خود صحبت کنید تا (1) خصوصیات مثبت، (2) احساسات غیرقابل تحمل و به طور خاص (3) انعطاف پذیری خود را به یاد آورید. به عنوان مثال، توانایی تحمل احساسات غیرقابل تحمل. به هر حال، شما هنوز به مسیر خود ادامه می دهید و با وجود مواجه با این احساسات، همچنان اینجا هستید.
- استراتژی هایی را به منظور کمک به مدیریت رفتار در موقعیت های اجتماعی طراحی کنید. به عنوان مثال، وقتی با یک فرد غریبه در یک مهمانی ملاقات می کنید باید چگونه صحبت کنید (اگر نمی توانید به جواب برسید، سوالات را گوگل کنید).
- رفتار خود را تمرین کنید و برای شکست آماده باشید.
- یاد بگیرید که تلاش های ناموفق را به عنوان موفقیت در نظر بگیرید. این به معنی نادیده گرفتن الگوهای قدیمی حمله به خود و احساسات بد و تشویق به تلاش مجدد است.
- رفتارها را دوباره تمرین کرده و برای شکست آماده شوید.
- آنقدر به تلاش خود ادامه دهید تا احساس موفقیت کنید.
- مراحل 1 الی 7 را تا زمانی ادامه دهید که نسبت به خود احساس بهتری داشته باشید و بتوانید احساسات ناخواسته و نامطلوب را بهتر تحمل کنید.
- طرز تفکر جدیدی در خود ایجاد کنید که بازتابی از احساسات مثبت نسبت به خود باشد.
- خود را به عنوان فردی که در جامعه کفایت اجتماعی دارد، در نظر بگیرید.
- به خود اجازه دهید که به این باور برسید که می توانید تغییر کنید و از نگرانی ها در مورد تغییر آگاه باشید.
- مراحل 1 الی 11 را تکرار کنید.
- هرگز از تلاش و توسعه احساسات مثبت در مورد خود دست نکشید.
- هرگز از کار بر روی توانایی تحمل احساسات ناخواسته، تغییر رفتار و احساس مثبت نسبت به خود دست نکشید.
چرا من اضطراب اجتماعی دارم؟
وقتی نوجوان هستید، توجهتان به طرز تفکر دیگران بیشتر جلب میشود. در این دوران به نظر میرسد که چیزهای عرف خاصی برای پوشیدن، گفتن یا انجام دادن وجود دارد. همچنین فکر میکنید کارهایی وجود دارند که نباید انجام دهید، کارهایی که ممکن است موجب خجالت شده یا باعث شوند جایگاه خود را میان دوستانتان از دست دهید. این مسئله میتواند منجر به اضطراب اجتماعی شود.
ایده اینکه دیگران ممکن است توجه خاصی به کارهای شما داشته باشند، باعث اضطراب بچهها میشود. این اضطراب در برخی بچهها آنقدر شدید است که به حالتی تحت عنوان اختلال اضطراب اجتماعی اطلاق میشود. تشخیص این حالت بدینصورت است که شما بسیار نگران این هستید که در چشم دیگران چطور به نظر میرسید، آنقدر که دست از انجام کارهایی که لازم است، یا دلتان میخواهد انجام دهید میکشید، چراکه میترسید شرم آور بوده و مایه خجالتتان شوند.
ریشه اضطراب اجتماعی در نواجوانان
اکثر کسانی که به اضطراب اجتماعی مبتلا هستند، در سنین 8 تا 15 سالگی متوجه آن میشوند. نوجوانان معمولاً قادرند برای مدتی اختلال اضطراب اجتماعی را پنهان کنند. والدین و معلمینشان ممکن است متوجه مشکلی در آنها نشوند، خصوصاً که کودکان و نوجوانان اغلب خجالت میکشند به این موضوع اعتراف کنند که چقدر مضطرب هستند.
خیلی از کودکان و نوجوانان به دنبال این هستند که بدانند آیا به اختلال اضطراب اجتماعی دچار هستند یا خیر و اگر هستند، چطور مسئله را با والدینشان در میان بگذارند. در ادامه بیشتر به این اختلال پرداخته و شرح میدهیم اگر خودتان درگیر این اختلال بوده یا فرزندتان به آن مبتلاست، چه اقداماتی لازم است انجام دهید.
اضطراب اجتماعی و خجالت
کودکان و نوجوانانی که به اختلال اضطراب اجتماعی مبتلا هستند، تنها زمانی که در مهمانی هستند یا در کلاس مطلبی را ارائه میکنند عصبی و مضطرب نیستند. دکتر بابریک، روانشناس بالینی در مرکز مشاوره خانواده ویرجینیا معتقد است، « مشکل نوجوانان فوبیای قرار گرفتن در موقعیتهای اجتماعی نیست، بلکه وحشت داشتن از این است که در چشم دیگران چطور به نظر میرسند.»
حتی تعاملات و ارتباط های کوچک، مثل جواب دادن سؤال در کلاس درس یا غذا خوردن با دوستان، میتواند برای بچههای مبتلا به اضطراب اجتماعی ترسناک به نظر برسد. دلیل این مسئله آن است که میترسند به اشتباه، کاری خجالت آور یا توهین آمیز انجام داده و دیگران بر این اساس او را قضاوت کرده یا طردش کنند.
بچههایی که فقط خجالتی هستند بهتدریج و در طی زمان یخشان آب شده و با آدمها و شرایط جدید خو میگیرند، اما نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی اینطور نیستند. دکتر باسمن، روانشناس دیگری در مرکز مشاوره کودک و متخصص اضطراب توضیح میدهد: ” احساس خجالتی در نوجوان ممکن است تا حدودی نگذارد یک سری کارها را انجام دهد، اما تأثیر چشمگیری بر توانایی او در انجام عملکردش ندارد. عملکرد نوجوان شامل فعالیتش در مدرسه و خانواده، دوست پیدا کردن و جزئی از جامعه هم سن و سالان بودن است. این اضطراب اجتماعی چنین تأثیری دارد.
علائم اضطراب اجتماعی در نوجوانان
موقعیتهایی که باعث تحریک بروز اضطراب در فرد میشوند، بسته به افراد متفاوت است. بعضی از کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی ترس از عملکرد در مقابل دیگران دارند، حالآنکه یک سری دیگر در موقعیتهای بسیار بیشتری مضطرب میشوند؛ مثلاً صحبت کردن با فروشنده، کمک خواستن، خوردن یا نوشیدن در حضور دیگران. در ادامه مثالهایی از اضطراب اجتماعی نوجوانان بیان شده است:
- وارد سلف میشوید و میبینید که دوستانتان دارند پچپچ میکنند و میخندند. میترسید که نکند به شما بخندند. حتی وقتی به شما اطمینان میدهند که به شما نمیخندیدند، شما باز هم نگرانید.
- عاشق فوتبال هستید و میخواهید عضو گروه ورزش مدرسه شوید، اما نمیشوید چون نگران آدمهایی هستید که نگاهشان به سمت شماست.
- میخواهید از معلمتان سؤالی بپرسید، اما نمیتوانید، چون میترسید احمق به نظر برسید.
- درگیری زیادی بر سر ارائه دادن یا ندادن مقاله یا تحقیقتان پیدا میکنید چراکه میترسید آن را اشتباهی انجام دهید.
- از اینکه چیزی را بلند بخوانید واهمه دارید چراکه ممکن است چیزی را اشتباه تلفظ کرده یا یک قسمت را جا بیندازید.
اگر به اختلال اضطراب اجتماعی مبتلا هستید، احتمالاً فکر میکنید که همه متوجه این اضطراب در شما هستند. در اصل، مضطرب به نظر رسیدن چیز دیگری است که بچههای مبتلابه اضطراب اجتماعی از آن میهراسند، اما دیگران ممکن است متوجه آن نشوند چراکه بسیاری از علائم اضطراب درون فرد اتفاق افتاده و نمود بیرونی ندارند.
احتمال دارد دچار افکار هراسان شوید و برخی از علائم فیزیکی اضطراب مثل افزایش ضربان قلب یا ناراحتی معده را احساس کنید، اما دیگران بهاحتمالزیاد متوجه آن نخواهند شد. علائم ظاهری اضطراب مثل سرخ شدن گونهها ممکن است دیگران را به شک بیندازد، اما حتی سرخ شدن گونهها هم چیزی است که دیگران وقتی برای خودشان اتفاق بیفتد بیشتر به آن توجه میکنند.
ازآنجاییکه کودکان مبتلابه اختلال اضطراب اجتماعی از انجام هر کار خجالت آوری میترسند، به عقیدهی دکتر باسمن، آنها میتوانند استاد مخفی کردن احساس واقعیشان باشند. ” یکی از دخترانی که من با او کار میکردم دچار حمله وحشت زدگی میشد و بسیار مضطرب بود. ازآنجاییکه من او را خوب میشناختم، میدانستم اگر به زمین نگاه کند و ساکت باشد یعنی حس اضطراب دارد. اما دیگران متوجه آن نمیشدند.”
گاهی اضظراب باعث شود که کودک پرخاشگر یا عصبانی به نظر برسند، مثل یکی از پسر هایی که دکتر باسمن با او کار میکرد. « یک نفر همینطوری پیش او آمد و گفت: “شنیدم میخوای عکس سارا رو با مایو ببینی.” پسر هم احساس خجالت و تحقیر کرد و از کوره دررفت. وسایل را به همریخت و قشقرق به پا کرد. کادر مدرسه فکر میکرد که پسر سرکش و از کنترل خارج شده. اما اتفاقی که واقعاً افتاده بود این بود که پسر ترس شدیدی از خجالت زده شدن داشت.»
درمان اضطراب اجتماعی در نوجوانان
یکی از کارهایی که نوجوانان وقتی مضطرب هستند انجام دهند، این است که از انجام کارهایی که نگرانشان میکند اجتناب کنند؛ مثلاً بهانه میآورند که مدرسه نروند یا در مهمانیها و دور همیهای دیگر غیبت میکنند. بااینکه این کار برای مقابله با اضطراب اجتماعی نوجوانان در کوتاهمدت جواب میدهد، اما متخصصین هشدار میدهند، نادیده گرفتن اضطراب کودک فقط اوضاع را بدتر میکند. بهعلاوه، بالاخره یکزمانی لازم است که انجام دادن بعضی از کارها را یاد بگیرید، بنابراین تمرین کردن در درمان اضطراب اجتماعی نوجوانان خیلی مهم است.
مورد خطرناک دیگری که در رابطه با اجتناب از ترسها وجود دارد این است که ممکن است به عادت تبدیل شود بهطوریکه کودک یا نوجوان مدام خود را از همهچیز و همهکس دور کند. این کار باعث بدتر شدن اضطراب کودک شده و دیگران متوجه نخواهند شد چرا کودک یا نوجوان از افراد فاصله میگیرید و همین مسئله خودش بر احساس تنهایی کودک خواهد افزود.
مثالهایی در زمینه مشکلات اضطراب اجتماعی نوجوانان
- آنقدر نگران ارائه دادن سر کلاس هستید که اصلاً آن روز از خیر مدرسه رفتن میگذرید چراکه ترجیح میدهید نمرهتان کم شود تا جلوی دیگران سخنرانی کنید. انجام این کار باعث میشود معلمتان فکر کند که نمره گرفتن برایتان مهم نیست و حداقل وظایف را برای قبولی در درس انجام میدهید. اما درواقع مدرسه و نمره برایتان مهم است، اما فکر اینکه جلوی دیگران صحبت کنید برای شما عذابآور است.
- دارید با همگروهی خود دوست میشوید و او مدام شمارا دعوت میکند تا برای انجام بازیهای ویدئویی بعد از مدرسه به خانهاش بروید. دوست دارید بروید، اما میترسید که کار عجیبی بکنید، بنابراین بهانه میآورید. دستآخر او کمتر و کمتر به سراغ شما آمده و فرض میکند که اصلاً نمیخواهید با هم دوست باشید.
درخواست کمک و مشاوره در درمان اضطراب اجتماعی نوجوانان
ابتلا به اضطراب اجتماعی میتواند مانع انجام فعالیت های موردعلاقه نوجوانان شود و راه معاشرت با کسانی که دوست دارید با آنها باشید را ببندد. این شرایط همچنین ممکن است موجب بروز علائم افسردگی در نوجوانان شود. کمک و مشاوره خواستن شاید دشوار باشد، اما واقعاً مهم است.
دکتر باسمن میگوید که میخواهد بچهها بدانند که تنها نیستند.” بسیاری از نوجوانان دچار اختلال اضطراب اجتماعی هستند. شجاع بودن و صحبت در مورد آن باکسی ممکن است ترسناک به نظر برسد، اما اگر بتوانید بر اضطراب خود غلبه کنید، یک نفر به حرفهایتان گوشداده و کمکتان خواهد کرد.”





