عبور از منیت عرفانی گامی ضروری در مسیر درمان و آگاهی
در مسیر هیلینگ و درمان معنوی، منیت باعث می شود فرد خود را هیلر یا شمن بداند، در حالی که آگاهی حقیقی می گوید «من هیچکاره ام». این مقاله به بررسی تله های منیت عرفانی، مانند وابستگی به نتیجه، استفاده شخصی از قابلیت های معنوی، و وسوسه ثروت و هویت مادی...

منیت عرفانی همچنین در استفاده از قابلیت های معنوی برای منفعت شخصی خود را نشان می دهد. این آگاهی برای کمک به دیگران و بیدار شدن است، نه برای خواسته ها و آرزوهای شخصی. مثلاً اوشو نشان می دهد که چگونه یک استاد آگاه می تواند از خلوص شروع کند، اما با افتادن در دام مادیات و مارکتینگ و استفاده از مریدان برای منافع شخصی، خود حقیقی اش را از دست بدهد.

باورهای ما درباره مادیات و عرفان
در مسیر جدید عرفان، باور بر این است که فقر باعث دردسر می شود و باعث می شود که بسیاری روح و بدن خود را بفروشند. زمانی که فرد آگاه است، یعنی با جهان هستی یکی است، و در جهان هستی هیچ کم و کسری وجود ندارد. بنابراین، این که استاد عرفانی باید از پول و ثروت بگذرد، تدریسی قدیمی و کلیشه ایست. پول و ثروت جزئی لاینفک از جهان هستی بوده یا بهتر است بگوییم :”جهان هستی بهترین باشگاه میلیونرها ست.”
اما، تله منیت عرفانی زمانی ظاهر می شود که مادیات “خیلی مهم و پررنگ” می شوند و فرد در بعد بیرونی، هویت خود را با داشتن رولز رویس یا ساعت های میلیون دلاری گره می زند. این باعث می شود فرد خود واقعی اش را فراموش کند، مانند اتفاقی که برای اوشو افتاد و سرانجام از آمریکا اخراج شد.
عبور از منیت عرفانی
یکی از بخش های به هنگام عبور از منیت عرفانی این است که بواسطه ی تجربیاتی که در این مسیر آموخته ایم در صدد تغییر زندگی دیگران برنیاییم. بسیاری از ما، به خصوص ایرانی ها، فکر می کنیم وظیفه داریم “کوچ” و راهنمای دیگران باشیم و به همه دنیا تحت هر شرایطی نظر بدهیم. باید متوجه باشیم که ما مربی زندگی کسی نیستیم.
اگر واقعاً باور داشته باشیم که جهان هستی بهتر می داند که آدم ها چند بار باید در چاه بیفتند، دیگر وظیفه ای نداریم که به دیگران پند دهیم یا حتی برنامه ریزی بچه های نسل زد را خراب کنیم. در راه آگاهی، یکی دیگر از تله های بزرگ منیت این است که فرد فوراً می خواهد دیگران را بیدار کند.





