پیشنهاد سردبیرتیتر یکخانواده، زناشویی و جنسی

رازهایی برای باز کردنِ قفلِ سکوتِ همسر

گاهی اوقات سکوت در یک رابطه چیز خوبی است؛ با این وجود، گاهی اوقات هم اینگونه نیست. این واقعا به دلیل سکوت بستگی دارد. آیا شما و شریک زندگیتان از کمی سکوت برای کتاب خواندن در تختخواب لذت می برید یا این سکوت برای این است که همدیگر را اذیت نکنید؟

به گزارش پایگاه خبری پیام آرات، ناسازگاری و کشمکش در هر رابطه ای رخ می دهد. گاهی اوقات بهتر است کمی خود را کنار بکشید و ساکت بمانید تا وقتی که کمی آرام تر شوید. با این وجود، سکوت طولانی مدت می تواند یک نشانه ی بد باشد. دلایل مختلفی وجود دارد که شما و شریک زندگیتان ممکن است سکوت اختیار کنید؛ برخی از دلایل خوب هستند و برخی چندان خوشایند نمی باشند. بنابراین اجازه دهید سکوت در یک رابطه را با همدیگر بررسی کنیم.

در برخی شرایط، سکوت به جا و گوش دادن بهتر است

اولا، بیایید این تصور را کنار بگذاریم که همه نوع سکوت بد است. سکوت گاهی اوقات می تواند ابزاری برای پایان دادن به یک بحث باشد. همه ما وسوسه می شویم که هنگام بحث حرف طرف مقابل را قطع کنیم زیرا فکر می کنیم که اگر شریک زندگیمان حرف ما را به خوبی بشنود حتما قانع خواهد شد.

این احتمال وجود دارد که شریک زندگی شما نیز به همین ترتیب فکر می کند. بنابراین، لحظه ای سکوت کنید و گوش فرادهید. واقعا گوش دهید. این کار به شما درک بهتری از موقعیت شریک زندگیتان خواهد داد و آن ها ممکن است بعد از این موضوع با احترام بیشتری به حرف های شما گوش دهند.

نوشته های مشابه

اگر شما و شریک زندگیتان درون گرا هستید، به رابطه ی خود کمی هیجان اضافه کنید

این احتمال وجود دارد که شریک زندگیتان خیلی خجالتی است یا یک فرد درون گرای ناامید است. اگر این چنین است، به احتمال زیاد هیچ مشکلی در رابطه ی شما وجود ندارد.

اگر احساس می کنید که می خواهید بیشتر ارتباط برقرار کنید اما او ساکت است، فعالیت های غیرکلامی مانند ماساژ دادن را امتحان کنید. یا فعالیت هایی را بیابید که نیازمند مکالمه و برقراری ارتباط است. شاید درست کردن شام با کمک همدیگر گزینه ی خوبی باشد.

درمان خاموش یا ساکت چیست؟

درمان ساکت وقتی است که یک فرد در یک رابطه از روی عمد با طرف مقابل خود ارتباط برقرار نمی کند. این به ندرت نشانه ی خوبی است زیرا عمدا انجام می شود. شما باید به دنبال ریشه ی این رفتار بگردید. این رفتار می تواند صرفا به دلیل عصبانیت طرف مقابل شما باشد و شما باید این موضوع را حل کنید.

متقابلا، این می تواند یک موضوع جدی تر باشد. اگر شریک زندگی شما به معنای واقعی کلمه هیچ تمایلی به برقراری ارتباط با شما ندارد، می تواند نشانه ای از پایان رابطه ی شما باشد. شما باید راهی برای حل این مشکل یا جدا شدن از شریک زندگیتان پیدا کنید.

نحوه ی رویارویی با درمان خاموش در یک رابطه

اول از هم باید دلیل اصلی را پیدا کنید. اگر موضوعی است که می توانید آن را حل کنید، دست به کار شوید. شاید نیاز باشد مشاجره ی قبلی خود را دوباره بررسی کنید تا یکدیگر را ببخشید و به زندگی ادامه دهید. اگر این سکوت نشانه ای از یک مشکل جدی تر است، ممکن است صحبت کردن در مورد آن، مشاوره یا تحت بدترین شرایط پایان دادن به رابطه را در نظر بگیرید.

همچنین، به شریک زندگی خود اجازه ندهید تا از درمان خاموش برای کنترل شما در یک مشاجره یا بحث استفاده کند. چیزی که ممکن است یک روش مناسب برای پیروزی یا پایان دادن به یک بحث باشد، می تواند منجر به آسیب برگشت ناپذیری به رابطه ی شما شود.

  1. سعی نکنید برنده ی بازی سکوت باشید

روراست بگویم، هیچ کس در بازی سکوت برنده نمی شود. سکوت طولانی مدت به هر دو طرف آسیب می زند. به یاد داشتن این موضوع مانع از ایجاد احساس اضطراب و نگرانی و در نهایت تبدیل به احساسات بدتر شود. یک رابطه برای بقا به برقراری ارتباط نیاز دارد، همانطور که انسان برای زنده ماندن نیازمند هواست.

  1. کینه را کنار بگذارید و آرامش خود را حفظ کنید

سکوت زیاد چیز خوبی نیست. اما کمی سکوت می تواند زندگی شما را تغییر دهد. در لحظه، ممکن است چیزی بگویید یا کاری انجام دهید که پشیمانی به همراه داشته باشد و دیگر نمی توانید آن را پس بگیرید. اگر احساس کردید که دارید عصبانی و خشمگین می شوید، کمی کنار بکشید و لحظه ای سکوت کنید.

مقابله به مثل نکنید. به شریک زندگی خود بگویید که به کمی زمان نیاز دارید و این بدان معنی نیست که حرفی برای گفتن ندارید بلکه نمی خواهید در حالی که عصبانی و خشمگین هستید، صحبت کنید. انجام این کار می تواند از بالا گرفتن یک بحث جلوگیری کند. این کار شما را قادر می سازد تا از سکوت به شیوه ای سازنده در رابطه ی خود استفاده کنید.

  1. اگر گاه به گاه رخ می دهد، خودتان مکالمه را شروع کنید

اگر متوجه شدید که سکوت در رابطه ی شما به یک مشکل همیشگی تبدیل شده است، ممکن است رابطه ی شما به نقطه ی نامطلوبی رسیده باشد. بهترین روش این است که قبل از این که دیر شود نگرانی های خود را با شریک زندگیتان در میان بگذارید. به او بگویید که از این دوره های سکوت می ترسید و می خواهید رابطه ی خود را سالم نگه دارید. این کار همچنین به آن ها یادآوری می کند که کلماتشان برای شما اهمیت دارد.

  1. اگر در جنگ و جدال هستید، به جای سکوت ارتبط برقرار کنید و راه حل هایی را ارائه دهید

وقتی با شریک زندگی خود بحث می کنید، هدف را به یاد داشته باشید. شما در تلاش برای به اشتراک گذاشتن چیزی هستید که شما را ناراحت کرده است تا این موضوع دیگر در آینده تکرار نشود. احساس بد دادن به شریک زندگی به معنی پیروزی نیست.

شوهرم قهر کرده حرف نمیزنه

سلام من درمورد چه چیزهایی با همسرم حرف بزنم درمورد چه چیزهایی حرف بزنم. من شوهرم خیلی حساسه الان نزدیک پنج ماهه بامن قهره حرف نمیزنه، هرچقدرهم بهش میگم مشکل چیه جواب نمیده. بعد ماهردومون کم حرفیم من میخام بدونم که درکل در زندگی زن وشوهری چگونه باهاش حرف بزنم در مورد چه چیزهایی، چی بگیم به همدیگه،حرف پیدا نمیکنم. من خیلی در  این مورد مشکل دارم. هی بهم میگه اصلا حرف نمیزنی عین مترسکی.

پاسخ مشاور به سوال ” درمان کم حرفی شوهر “

سلام دوست عزیز

قهر یک مکانیزم دفاعی است که معمولاً در دوران کودکی از آن استفاده می‌کردیم. همسر شما هم به نظر می‌آید با این الگوی رفتاری آشناست و با آن احساس راحتی می‌کند. همسر شما در قالب کودک خود فرومی‌رود و به دنبال این است که شما در نقش والد نیازهای او را بی کم و کسر برطرف کنید. همان‌طور که خودتان هم فرمودید همسر شما هم فرد کم حرفی است و به دنبال این است تا نیازش برطرف نشد قهر کند درحالی‌که ارتباط یک فرایند تعاملی و دوطرفه است. همسر شما نمی‌تواند منفعلانه عمل کند و بگوید باید با من حرف بزنی.

چیزی که در این فرایند اهمیت دارد این است که شما در نقش والد نروید شما یک همسر هستید. قهر کردن یک واکنش ناسالم است؛ اما اینکه شما بخواهید طرف مقابل را سرزنش کنید یا تحقیر کنید فرد را بیشتر در فضای امن خود که قهر کردن است فرومی‌برد.

5 ماه زمان بسیار طولانی است. معلوم است که شما و همسرتان خیلی از هم فاصله گرفتید به همین خاطر شاید همسرتان پذیرای صحبت کردن با شما نباشد. می‌توانید اولین گفت و گوهایتان را با نامه انجام دهید. هر حسی که در این مدت داشتید را می‌توانید در قالب نامه بازگو کنید. در مورد اینکه چقدر دغدغه همسرتان را دارید صحبت کنید. درباره اینکه چقدر این رابطه برایتان مهم است و برایش تلاش می‌کنید بگویید. برای همسرتان بنویسید، زمانی که قهر می‌کند چه احساسی دارید. هرچقدر با همسرتان شفاف باشید و از احساسات واقعی‌تان بگویید راحت‌تر می‌توانید به هم نزدیک شوید.

با شوهرم در مورد چی حرف بزنم؟

  • علایق مشترک: می‌توانید یک لیست از علایق مشترکتان پیدا کنید و در مورد اینکه کدام را در اولویت قرار دهید با هم گفت‌وگو کنید این علاقه مشترک می‌تواند دیدن یک فیلم باشد و می‌توانید هرکدام نظرتان را درباره آن بگویید. خواندن کتاب آخر شب در کنار یکدیگر درصورتی‌که هر دو از آن لذت می‌برید مؤثر است. شما باید بتوانید علایق مشترک ایجاد کنید و خلق کنید.
  • احترام به نظر و عقاید او: بگذارید هر نظری دارد درباره او صحبت کند و اگر با ایشان مخالف هستید به همسرتان حمله نکنید. در این زمینه شنونده خوبی باشید. اجازه دهید ببیند که چقدر مشتاق این هستید به شناخت بیشتری از همسرتان برسید.
  • روز خود را چگونه گذراندی؟ در این مورد گاهی اوقات طرف مقابل سریعاً حالت دفاعی می‌گیرد و احساس می‌کند ممکن است شما به دنبال این باشید که کنترلش کنید یا از کارهاش سر در آورید. برای جلوگیری از دریافت اشتباه پیام، خیلی واضح و شفاف می‌توانید بگویید، بیشتر از آنکه اطلاعاتی که ارائه می‌دهی برایم مهم باشد به دنبال این هستم که فرصت بیشتری برای باهم بودن و گفتگو داشته باشیم.
  • تجربیات زندگی و کودکی: می‌توانید درباره روزهای لذت‌بخش کودکی یا دورانی که برایتان بسیار لذت‌بخش بوده است با همسرتان حرف بزنید. چیزی که در این باره اهمیت دارد این است که به دنبال پیدا کردن ایراد یا منشأ رفتار یکدیگر نباشید؛ یعنی روانشناس یکدیگر نباشید. مثلاً می‌توانید از همسرتان بپرسید وقتی کودک بودی قهر می‌کردی چه اتفاقی می‌افتاد؛ اما اینکه بخواهید به دنبال مقصر در زندگی گذشته فرد باشید یا بخواهید گذشته را به حال حاضر ربط دهید اتفاق جالبی نیست.
  • می‌توانید تایم‌هایی روبه روی‌هم بنشینید و از هم بابت هر چیزی که فکر می‌کنید قدردانی کنید یا در مورد ویژگی مثبت یکدیگر صحبت کنید و یکدیگر را تحسین کنید.
  • خود افشاگری و بیان احساسات و تجربیات بسیار مناسب است؛ اما هرگز نه شما و نه همسرتان نباید از اطلاعاتی که از یکدیگر به دست می‌آورید سو استفاده کنید. مثلاً تصور کنید شما می‌دانید که همسرتان با مادر و پدرش ارتباط مناسبی ندارد بعد زمانی که دعوایتان شود بگویید تو با همه همین رفتارو داری مادر پدرت هم نمی‌توانند تحملت کنند این موضوع چیزی جز بی اعتمادی به همسر در رابطه به همراه ندارد و فرد فاصله می‌گیرد.
  • خیلی اوقات همه ما به‌جای اینکه به دنبال این باشیم کسی راه حلی جلوی پایمان بگذارد تنها به دنبال این هستیم که کسی ما را بشنود و درک کند. شنونده یکدیگر باشید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا