پیشنهاد سردبیرسبک زندگی

مقابله با ترس از جدایی و طلاق

مقابله با ترس از طلاق بخش مهمی در بازسازی زندگی بعد از جدایی و متارکه محسوب می‌شود. همان‌طور که می‌دانید، طلاق راهی برای تخریب تمام نقشه‌هایی است که با دقت برای زندگی خود برنامه‌ریزی کرده بودید. درجایی که قبلاً اعتماد و آرامش وجود داشت، اکنون به مکان ناشناخته‌ای تبدیل شده که هیچ اطلاعاتی راجع به آن نداریم.

به گزارش پایگاه خبری پیام آرات، درک این موضوع که اکنون تمام تصمیم گیری ها به خودتان بستگی دارد و اینکه با زندگی بعد از طلاق چه کاری می‌خواهید انجام دهید می‌تواند طاقت‌فرسا و سخت باشد. اما راه و چاره این نیست که به آهستگی و با ناتوانی به سمت یک سوراخ کوچک امن حرکت کنید(اشاره به زندگی کرم‌ها دارد) و فرصت های زندگی را به خاطر اشتباهات گذشته از دست دهید.
حرکت روبه‌جلو و مواجه‌شدن با ترس بعد از طلاق چیزی است که به شما اجازه می‌دهد تا به بهترین شکل ممکن زندگی کنید. برای کمک به شما برای مقابله با ترس بعد از طلاق و بازسازی زندگی خود در این مقاله از سایت مشاوره باما توصیه هایی برای شناخت ریشه‌ ترس و نگرانی‌های بعد از طلاق می‌پردازیم. همچنین در ادامه نکاتی برای بازسازی زندگی و پیشرفت در زندگی بعد از طلاق به شما پیشنهاد می‌کنیم:

بازسازی زندگی بعد از طلاق : آیا ترس هایتان مانع پیشرفت شما می‌شوند؟

طلاق زندگی ما را متحول می‌کند. این تغییر و تحول بزرگ در زندگی‌ با عواطف و احساسات شدیدی همراه است که می‌تواند روح و روان ما را تضعیف کند. به‌عنوان یک مشاور خانواده معتقدم ترس عاملی است که ما را نه‌تنها در بهبودی و رهایی از رنج زندگی کمک نمی‌کند بلکه ما را از پیشرفت و رسیدن به موفقیت در زندگی آینده بازمی‌دارد. بنابراین نیاز داریم که ترس خود را شناسایی و بر آن غلبه کنیم.

باید دانست که ترس ها چه آگاهانه و چه ناآگاهانه باشد هیچ طرفدار و پیروی ندارد:

• ترس ما را از دیدن هر چیز خوبی در وضعیت فعلی و دستیابی به فرصت های آینده‌ محروم می‌سازد.
• عزت نفس و اعتماد به نفس ما را از بین می‌برد و تردیدهایی در ذهن ما ایجاد می‌کند که به‌طور مداوم به ما می‌گوید ما نمی‌توانیم کاری انجام دهیم یا چیزی داشته باشیم.
آسیب‌های روحی و روانی بعد از طلاق دوباره فعال می‌شود و باورهای عمیق و ریشه‌داری درباره خودمان که ما سال‌ها از بروز آن‌ها جلوگیری می‌کردیم را شعله‌ور می‌کند. اگر کسی باور کند که به‌اندازه کافی باهوش و توانا نیست، این باور زمانی که با طلاق همراه شود تشدید می‌شود و باعث می‌شود که فرد از آینده خود بترسد. احساس ترس بعد از طلاق به فرد القاء می‌کند هیچ امکانی وجود ندارد که زخم‌های عمیق خود را التیام بخشد و همراه با زندگی روبه‌جلو حرکت کند.

شجاعت طلاق گرفتن

ما از آینده‌ نامعلوم خود بعد از تصمیم به طلاق می‌ترسیم. نگاه به آینده مثل نگاه کردن به یک پرتگاه است. چطور می‌توانم زندگی را به تنهایی مدیریت کنم؟ چه کاری انجام دهم؟کجا زندگی کنم؟چگونه قبض‌ها  و بدهی های خود را پرداخت کنم؟ اگر بچه‌هایم مرا ترک کنند چه؟ آیا امکان ازدواج مجدد برایم مهیا می‌شود یا تمام عمرم تنها خواهم بود؟ همین فکر و خیال های نامعلوم هستند که زندگی بعد از طلاق ما را نابود می‌کند. افکاری که نه جوابی و نه کنترلی بر آن‌ها داریم. این چیزی است که در مورد آینده وجود دارد: هیچ‌کس نمی‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد. ما نمی‌دانیم امشب چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد،چه برسد به ماه یا سال آینده.
ندانستن و نداشتن پاسخ به سؤالاتی که در ذهن داریم یک واقعیت ساده از وجود همه ما انسان ها است. ما باید این حقیقت را بپذیریم نیازی نیست به همه این شک و تردیدهای ذهنی خود پاسخ‌ دهیم. ما هرگز قادر به پیش‌بینی آینده نیستیم. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که بلند شویم و تصویری از یک آینده روشن در ذهن خود تصور کنیم و سپس اقدام‌های لازم برای دستیابی به آن اهداف و آرزوها را پایه ریزی کنیم.

ما هیچ کنترلی بر زندگی آینده خود نداریم. واقعیت این است تنها چیزی که می‌توانیم بر آن کنترل داشته باشیم وجود خودمان است. ما نمی‌توانیم آینده خود را کنترل کنیم، اما قطعاً می‌توانیم برای آن برنامه‌ریزی کنیم. ما می‌توانیم چیزی را که می‌خواهیم تعیین کنیم و سپس برای رسیدن به آن هدف گام‌هایی برداریم. زندگی آینده اگر با مشارکت عمیق و عقیده راسخ در برابر ما آشکار شود حتی می‌تواند بهتر از زندگی گذشته‌ ما باشد.

راه های غلبه بر ترس بعد از طلاق

در ادامه به چند نکته از مواردی که چگونه بر ترس بعد از طلاق غلبه کنیم اشاره می کنیم:

  • ترس بعد از طلاق نشانه ‌این است که ما خودمان را به چالش می‌کشیم و وارد دنیایی با تجربه‌های جدید می‌شویم. ما می‌توانیم ترس را به‌عنوان نشانه‌ای بدانیم که به ما می‌گوید در آستانه یک اتفاق جدید و متفاوت و بسیار مهم در زندگی هستیم،که به ما کمک می‌کند تا به انسان بهتر و کامل‌تری تبدیل شویم.
    “برای اینکه ترس را به‌عنوان دوست خود بدانیم باید آموزش ببینیم و مجدد برنامه‌ریزی کنیم. ما باید همواره و به‌طور متقاعدکننده‌ای به خودمان بگوییم که ترس همین‌جاست. بنابراین ما می‌توانیم بهترین خود باشیم و در شرایط جدید بیشتر یاد بگیریم.
  • ترس راهی است به‌سوی خودشناسی و فرصتی منحصربه‌فرد برای شناسایی و غلبه بر آن‌ها است. “در زندگی از هیچ‌چیز نباید ترسید،فقط باید آن را فهمید و درک کرد. اکنون زمان آن است که چیزهای بیشتری بدانیم تا کم‌تر بترسیم.”
  • غلبه بر ترس بعد از طلاق به ما قدرت می‌دهد تا گام‌های بعدی را بی درنگ برداریم. افرادی که می‌ترسند بیشتر شبیه کودکانی هستند که از آب وحشت دارند. وقتی اولین گام را برمی‌دارند تا سر خود را زیرآب فروببرند بعد از انجام آن متوجه شادی و لذت خود می‌شوند که چندان هم بد نبود. خود ترس بدتر و شدیدتر از انجام آن است. پس ترس ها را رها کنید و گام‌های کوچکی بردارید تا شمارا به سمت چیزهای بزرگ‌تر سوق دهد و هرکدام از شما اعتماد به نفس و قدرت بیشتری به دست آورید.
  • یک دیدگاه جدید را امتحان کنید. عینک ترس را بردارید و عینک امید و خوش بینی را جایگزین آن کنید. می‌دانم گفتن این موضوع آسان‌تر از انجام آن است. اما تغییر در رفتار نه‌تنها طرز تفکر بلکه واقعیت وجودی شمارا نیز تغییر می‌دهد. احساس ترس مسری است. زمانی که به هر چیزی که در زندگی‌تان اشتباه یا غیرممکن است فکر کنید، قطعاً ترس را آنجا پیدا خواهید کرد.
  • در نظر بگیرید که در مقابله با ترس های خود چه چیزی ممکن است به دست آورید؟ به مثال کودک و ترس آن‌ها از آب فکر کنید.چیزی که به دست آوردند لذت شنا و توانایی شنا کردن در آب‌های آزاد بود. چطور می‌توان این توانایی را داشت که خود را از غرق شدن نجات داد؟ اینکه با ترس هایت مواجه نمی‌شوی چه چیزی به دست می آوری؟ ترس چه ارزشی برای تو دارد؟ فهرستی از معایب و مزایای مقابله با ترس بعد از طلاق تهیه کنید. آنگاه برای شما روشن خواهد شد که چه کاری انجام دهید.
  • توصیه‌های افراد دانا را در مراحل مختلف زندگی خود به کار گیرید و در زمان حال زندگی کنید. گذشته،گذشته است و آینده در حال آمدن است. تنها چیزی که داریم زمان حال است. در زمان حال زندگی کنید و در مقابل آینده‌ای فرضی که هنوز وجود ندارد احساس ترس و نگرانی نکنید. در حال حاضر هیچ ترسی از آینده وجود ندارد.
  • یاد بگیرید افکار منفی ذهن خود را که به‌طور مداوم به شما می‌گوید بترسید و درهمان جایی که هستید بمانید را نادیده بگیرید؛ “موجود خیالی”یا شیطان کوچک ذهن تو که درباره‌ هر مسئله‌ای می‌گوید باید بترسی و نمی‌توانی کاری انجام دهی یا چیزی داشته باشی در حقیقت صدایی است که در ذهن همه انسان ها وجود دارد. زمانی که شروع به حرف زدن می‌کند از او به خاطر به اشتراک‌گذاری نظرش تشکر کنید و رهایش کنید. این صدا،صدای تو نیست.این ضمیر آسیب‌دیده‌ تو است.
  • از ترس های درونی خود که مانع از پیشرفت در زندگی می‌شوند، آگاهی بیشتری داشته باشید. بسیاری از افراد واقعاً نمی‌دانند همواره در حال ترس از چه چیزی هستند. برای مثال، برخی افراد برای خرید به فروشگاه نمی‌روند.چرا؟ خود آن‌ها هم واقعاً پاسخش را نمی‌دانند.آن‌ها فقط در اجتماع و مکان‌های شلوغ احساس راحتی نمی‌کنند. خوب به چه دلیل آن‌ها از شلوغی و جمعیت می‌ترسند؟ شاید دلیل اساسی و نهفته آن ترس از میکروب، ترس از دست دادن، ترس از گم شدن، یا ترس از شکست باشد.جستجو کنید و  ریشه ترس خود را کشف کنید. دانستن قدرت است.
  • به تمام ترس هایی که شما در طول زندگی خود بر آن غلبه کرده و اهدافی که به  آن دست‌یافته و به‌درستی آن را انجام داده‌اید فکر کنید. هیچ‌چیزی را دست‌کم نگیرید. گذراندن دوران کودکی دشوار، پرورش و تربیت فرزند ، فداکاری برای همسر ،پیروزی بعد از شکست. این فهرست می‌تواند همین‌طور ادامه یابد.بدانید اگر درگذشته بر این مسائل غلبه کردید،پس شما می‌توانید دوباره آن را انجام دهید.
    در پایان،باید با شما مشهورترین نقل‌قول در مواجهه با ترس هایتان از فرانکلین دلانو روزولت را درمیان بگذارم:تنها چیزی که باید از آن بترسیم،خود ترس است.درباره آن فکر کنید. این ترس است که در راه تحقق شخصیت ، شادی و هدف ما به دست می‌آید. فقط ترس از خودش،نه چیزی که شما از آن می‌ترسید. به خاطر داشته باشید که ترس فقط یک احساس است نه یک حقیقت. اجازه ندهید ترس از اتفاقی که ممکن است رخ دهد، شمارا از داشتن یک زندگی بهتر باز دارد.

میخوام از همسرم طلاق بگیرم ترس دارم

من ۳۳ سالم و ۱۲ سال ازدواج کردم یه دختر ۶ ساله دارم ، از اول زندگی با سختی زندگیمونو ساختیم از روز اولم دوتایی کار میکردیم به خاطر شرایط بد و سختیای که داشتیم همسرم خیلی عصبی بود و خیلی دوست باز بود یعنی دوتایی مقصر بودیم ولی خوب وقتی عصبانی میشد خودش و کنترل نمیکرد و من میزد و دو سال پیش به خاطر این که ورشکست شد خیلی شرایط خونمون بد بود و همش دعوا داشتیم من متوجه شدم که ترمادول و قرص مصرف میکنه و من رفتم اقدام کردم برای جدا شدن ولی خوب به خاطر ترس از طلاق و اینده بچم دوباره برگشتم زندگی کردم و تو این دوسال دوباره زندگیمونو ساختیم و کلی پیشرفت کردیم ولی الان ۴ ماه دوباره کارای قبلشو شرو کرده رفیق بازیا و دست بزناشو توهمتاش من میخوام جدا شم ولی خیلی میترسم از اینده میخوام ببینم که اشتباه نمیکنم ، قرار شده توافقی جدا شیم خونه ۲ دونگ برای همسرم باشه ۴ دونگ برای من ( البته کامل به نام منه ) ماشین برای اون و حضانت بچه هم با من ، و خودم کار میکنم در امدم خوبه از نظر مالی زن زرنگی هستم وتا اینجام بیشتر زندگی و خودم کشیدم ولی از اینده بچم یا اسم طلاق که روم باشه میترسم و اصلا دیگه باهم کنار نمیایم و دخترم همش شاهد دعواس خیلی از این قضیه ناراحتم نمیدونم چیکار باید بکنم نمیتونم تصمیم بگیرم.

پاسخ به پرسش ” ترس از طلاق دارم “

شرایطی که بین شما و همسرتون وجود داره قطعا شرایط دشواریه و قطعا از رفتارهای ایشون بسیار اذیت میشید. در مقابلش تصمیم برای طلاق و جدایی هم کار بسیار مشکل و دشواری میتونه باشه. اما شما باید قبول کنید که بعضی از اوقات جدایی میتونه با تمام سختی هاش بهترین تصمیم باشه.
شما با فردی طرف هستید که روی شما بارها دست بلند کرده، بارها رفتار نامناسب گذشته رو تکرار کرده، از مواد روانگردان استفاده کرده و توجهش بجای اینکه جلب شما باشه بیشتر متمرکز بر دوستانش بوده.
در چنین شرایطی که همسر شما قصدی برای تغییر دادن خودش نداره، تحمل کردن شما یک کار عبث خواهد بود. شما بخاطر فرزندتون در رابطه موندید اما چه بسا مشاهده اختلافات شما توسط فرزندتون تاثیرات بدتری نسبت به فرزند طلاق بودن داشته باشه. علاوه بر این، فکر میکنید شما کی بتونید به این شرایط ادامه بدید و تا کجا؟ تا کی از آرامش خودتون به هدف حفظ آبرو هزینه کنید؟

طلاق بهتر است یا تحمل

جامعه امروز ما طلاق رو پذیرفته شده تر از گذشته میبینه و به این درک تا حدودی رسیده، افرادی که طلاق میگیرند لزوما آدم های بدی نیستند و صرفا شاید باهم سازگاری خوبی نداشتند. همونطور که گفتید شما فرد مستقل و موفقی هستید. بنابراین اجازه بدید بقیه هم شما رو به همین چشم ببینند و قرار نیست کسی به شما یا فرزند شما برچسبی بزنه‌. شما در یک چرخه معیوب گیر افتادید و راهی جز خارج شدن از این چرخه وجود نداره. پس باید راهی که براتون وجود داره رو بپذیرید.
همچنین برای اطمینان بیشتر شما میتونید به مشاور خانواده مراجعه کنید تا مطمئن بشید که تصمیم اشتباهی نمیگیرید. مشاور ابعاد مختلف زندگی شما با همسرتون رو بررسی میکنه و با در نظر گرفتن صلاح شما و فرزندتون به شما در به کار گیری بهترین تصمیم کمک میکنه.
در تمامی مراحل زندگی موفق و پیروز باشید‌.

سلام من چند ساله ازدواج کردم. از سال 88 تا الان شوهرم بیکاره. چند ساله بچه دار هم نشدم. خونه من یه اتاق خوابه سر خر پشته مادر شوهرم. شوهرم هیچ کاری ازش بر نمیاد. تا حالا چند باره ترکش کردم و خانوادم بهم میگن طلاق بگیر ولی از طلاق خیلی میترسم.

قبلا قهر میکردم 3 ماه 5 ماه این بار از 6 مرداد 99 تا اخر تابستون امسال که شده 3 سال شده تو قهر بودم. حتی پدرم برام وکیل گرفته و تو این مدت اشتباهم این بوده که بهش پیام میدام و خانوادم خبر نداشتن.

بهش گفتم با مادرت بیا دنبالم و اومد دنبالم حالا که امدم بعد از 3 سال سر زندگیم تمام بدنم شده استرس. آرامش ندارم و همش تنهام و شوهرم برای کارهاش میره بیرون. هی به خودم میگم کاشکی نمیومدم. اشتباه کردم.

پیش خانوادم اختیار همه چیز رو داشتم. همه خانوادم پیش هم زندگی میکنن تو روستا. حتی خواهرم هم نزدیک خانوادمه. ارامش داشتم میخوابیدم تا ساعت 9 الان با استرس زیاد ساعت 6 یا 7 بلند میشم. زندگیم بعد از 3 سال بی معنی شده. همش دم از ناامیدی میزنم. حتی خواهرم میگه اگه نمیتونی زندگی کنی بیا وسایلت رو جمع کن بیا باهات کاری ندارن. تو زندگی کن نیستی. بیا عمرت رو هدر نده.

مشکل اینجاست که فقط به خودم اعتماد ندارم و میترسم از طلاق. نمیدونم چیکار کنم. امیدی هم به زندگی ندارم و با این زندگی هم هیچ ترقی نمیکنم. شوهرم هم خرجش رو مادرش میده و وابسته به مادرشه. باغ کشاورزی هم داره ولی ندونم کاره.

لطفا راهنماییم کنید.

پاسخ مشاور به سوال: ” خانوادم میگن طلاق بگیر ولی از طلاق میترسم  “

تردید برای تصمیم به طلاق یا داشتن احساس ترس از طلاق موضوعی است که بسیاری از زنان و مردان در زندگی مشترک با آن درگیر هستند. بنابراین شما در این مسیر تنها نیستید. اما دلایل طلاق از طرف زن بسیار متفاوت است. شما هم قطعا دلایل مشخصی برای تصمیم به طلاق خود دارید که حتماٌ این نظرات قابل احترام و تأمل هستند.

نکته اساسی که در سوال خود به آن اشاره نمودید، نداشتن آرامش درون است. باید توجه کنید، رسیدن به آرامش درون برای رشد و لذت بردن از زندگی بسیار مهم است. بنابراین تا زمانیکه این آرامش در درون شما ایجاد نشود، نمی توانید تصمیم درستی در مورد مسایل مهم زندگی، از جمله تصمیم به طلاق، تصمیم به ازدواج مجدد، تصمیم به تحصیل یا هر انتخاب دیگری در زندگی داشته باشید.

مشکل بسیاری از افراد اینست که راه رسیدن به آرامش درون را در دنیای بیرون از خود جستجو می کنند. در صورتی که این احساس آرامش و امنیت روانی موضوعی کاملا درونی است که با جستجو در دنیای درون خود قابل دستیابی است.

تا زماینکه شما احساس ارزشمندی یا عزت نفس خود را به همسر، پول، شغل یا هر نوع عامل بیرونی وابسته کنید، هرگز به احساس شادی حقیقی و آرامش پایدار درونی نخواهید رسید.

بسیاری از اختلافات زندگی زناشویی ریشه در مشکلات درون فرد دارد. شما نمی توانید زندگی مشترک موفق داشته باشید، وقتی از درون احساس ناامیدی ، احساس بی ارزشی یا احساس پوچی می کنید. بنابراین اولید قدم در رفع مشکلات برون فردی حل مشکلات درون فردی است.

شاید یکی از مهمترین مشکلات درون فردی شما، شک و تردیدهایی است که در زندگی دارید اما مورد توجه قرار نمی دهید. یعنی به شک و تردیدهای خود پاسخ مناسبی نمی دهید. پیشنهاد می کنم در اولین فرصت با یک روانشناس در نزدیکی محل زندگی خود مشاوره فردی بگیرید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا